حق همسايه

روشن ترين مثالى كه از پيوند ناگسستنى حق و اخلاق پرده برمى دارد، حقوق همسايه در اسلام است.
آئين مقدس اسلام بر صاحب حق، فرض و لازم مىدارد كه در ملك خود هرگز تصرفى نكند كه موجب ضرر و ناراحتى همسايه باشد، به ويژه در مواردى كه بيرون از حد متعارف باشد.
اگر انسان در ملك خود ساختمان بلند و بالا بسازد، كه مورد نياز زندگى و يا به خاطر دفع خطر) چون دزد (نباشد، بلكه براى سلب آسايش همسايه، و به منظور جلوگيرى از نور و هوا باشد، شديدا ممنوع است، و هرگز حدود آزادى و اختيار مالك در ملك خود به اين وسعت و گسترش نيست.
آرى حق تصرف مالك، همانند واژهى آزادى، محدود و مشروط به اينست كه سلب آزادى از ديگران نشود.
آئين مقدس اسلام در مقام قانونگذارى، به انسان والاترين ارزشها را قائل شده، و او را محور و نقطهى پرگار در مصالح و مفاسد قرار داده، كه ميزان مشروعيت در نفى و اثبات بر محور آن مىچرخد.
روى اين بيان، لازمست كه همه ى قوانين عاليهى اسلام را بر اين اساس تفسير كنيم، و هر حكمى برخلاف آن يافت شود، آن را كنار بزنيم و از كتابهاى فقه اسلامى به دور اندازيم.
يكى از وكلاى دادگسترى بيروت، در گفتار مفصلى كه در سرمقاله ى مجله ى دادگسترى بيروت، چاپ و منتشر شد، چنين نوشت:
«آئين مقدس اسلام، نخستين آئين اجتماعى است كه قوانين اخلاقى را در يكجا گرد آورد، و معيارهاى اخلاقى را به صورت قانون درآورد و به آنها قدرت قانون بخشيد. و راستى و درستى و شرافت و مروت را بر پايه ى حق استوار ساخت، كه بدون آن سست و بى بها خواهند بود.
افق تعاليم حياتبخش اسلام، از همهى اديان و مذاهب گسترده تر است، كه عقل و اخلاق دو زيربناى مستحكم آن را تشكيل مىدهند. پس آنچه عقل سليم بپذيرد و معيارهاى اخلاقى بر آن منطبق باشد، از احكام شريعت مقدس اسلامى به شمار مىرود».[1]
آئين مقدس اسلام از نظر اينكه آئين همهى انسانها در طول اعصار و قرون است، بايد پاسخگوى همهى نيازمنديهاى جامعه بشريت باشد. و براى اينكه يك آئين، پاسخگوى همه ى نيازمنديها باشد، لازمست كه توجه خاصى به مصالح انسانها داشته باشد، و هر چيزى را كه به حال جامعه سودمند باشد، استخدام كند، تا انسان را به سوى زندگى بهتر سوق دهد، و در اين راه از به كار گرفتن هيچ دانش و فرهنگ و فلسفه و اخلاقى فروگذار نباشد.[2]