کودکی با کودکان

از نظر روانی با هرکسی با زبان و روش خودش و در سطح فکری او باید سخن گفت، به ویژه کودکان با آن روح لطیفی که دارند. روش‌های کودکانه در روح و روان‌شان اثر قابل توجهی خواهند گذاشت، لذا اسلام روی آن عنایت ویژه داشته است.

 ! عَنْ رَسولِ ٱللهِ صلی الله علیه و آله و سلم:«مَنْ کانَ عِنْدَهُ صَبیٌّ فَلْیَـتَـصَابَّ لَـهُ.»

 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: «هرکه نزدش کودکی دارد باید با او کودکی پیشه کند.»

 

 ! عَنْ أَمیرِٱلمُؤْمِنینَ علیه السلام:«مَنْ کانَ لَـهُ وَلَـدٌ صَبَا»1

 امیرمؤمنان علی علیه السلام: «هر که دارای فرزند [کودک] است باید با او روش کودکی داشته باشد.»

 شاعر چه زیبا گفته است:

 «چون که با کودک سروکارت فتاد        هم زبــان کـودکـی باید گشـاد»

 

 

 1-  ) وسائل الشیعه:15/203، فروع کافی:2/95.

بازی با کودکان

 یکی از روش‌های آموزنده این است که بزرگان [پدر، مادر و...] با کودکان بازی کنند. چنان چه در سیره‌ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمده است.

 ! عَنْ جابِرِ رحمة الله:«دَخَلْتُ عَلَی ٱلنَّبیِّ صلی الله علیه و آله و سلموَٱلحَسَنُ وَٱلحُسَینُعلیه السلامعَلیٰ ظَهْرِهِ وَ هُوَ یَجْثُو لَهُمَا وَ یَقُولُ: نِعْمَ ٱلجَمَلُ جَمَلُڪُما وَ نِعمَ ٱلعِدْلانِ اَنْـتُـمَا.»1

 جابر می‌گوید: «به محضر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شدم، دیدم که حسن و حسین علیه السلام به پشت آن حضرت قرار دارند، و آن حضرت برای آنان خم شده، بر زانو نشسته بود و می‌فرمود: «چه خوب شتری است شتر شما، و چه خوب هم‌رکابی هستید شما.»

 

 

«بسیار اتّفاق افتاده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از سفر برمی‌گشتند و کودکان به استقبالش می‌آمدند، آن حضرت برخی کودکان را به بغل خود می‌گرفتند، و برخی را بر پشت خود برمی‌داشتند و به اصحاب می‌فرمودند که برخی آن‌ها را به بغل بگیرند...»2

 

 

 

1-      ) بحار: 43/285.

2-      ) المحجة البیضاء:3/366.

هدف از حجاب چیست؟

هدف حجاب، همان عفت می‌باشد که در حدیث هم آمده است که زکات جمال (زیبایی) عفت است.(1) و در این بینش عفاف، خود می‌تواند زینت باشد چنان‌که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود:

«العفاف زینة النساء».(2)

عفت، خودنگهداری از آنچه مورد نهی خداست و شامل هر آلودگی؛ حتی جلوه‌ها و حرکات سبک نیز می‌شود و البته عفت غیر از تقوی می‌باشد؛ چنان‌که رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله هنگامی که از امتیاز دو دختر (درباره موضوع خواستگاری برای شخصی که متحیر است) سؤال می‌کنند؛ یک بار می‌پرسند: کدام باتقوی‌ترند؟ و در سؤال بعدی می‌فرماید: کدام عفیف‌ترند؟

 

همچنین از لابلای روایات چنین فهمیده می‌شود که عفت وظیفه‌ای عمومی است و شامل هر دو جنس از زن و مرد است. ولی شکل و مقدار آن متفاوت است؛ زیرا پوششی که برای خودکار و مداد لازم است برای عینک به کار نمی‌بریم؛ مداد در جامدادی حفظ می‌شود و عینک در کیف عینک پوشانده می‌شود.

به این حدیث توجّه کنید:

لیس للرجل ان یکشف ثیابه عن فخذیه و یجلس بین قوماً؛(3)

نباید مرد لباس را از ران‌هایش کنار بزند در حالی که بین مردم نشسته است.

و در حدیث دیگر می‌خوانیم:

اذا تعری احدکم فنظر الشیطان فطمع فیه فاستتروا؛

آنگاه که یکی از شما برهنه می‌گردد شیطان به او می‌نگرد و طمع می‌کند، پس خویش را بپوشانید.

این حدیث، پوشش را، حتی درتنهایی امری لازم می‌نماید.

 

 

1) میزان الحکمه، ج 6، ص 359

2) نهج الفصاحه، حرف ز، ص 361.

3) وسائل الشیعه، ج 3، ص 353.

زیاده روی در بازی کودک

افراط و زیاده‌روی در بازی و غرق‌شدن به لهو و لعب [بازی محوری] در زندگی خطرناک است به خصوص بازی‌های نامشروع همانند، انواع و اقسام قمار و سرگرمی‌های شیطانی که انسانیت انسان را نابود و عمر و جوانی انسان را تباه می‌سازد، لذا والدین وظیفه دارند که فرزندان‌شان را درست تربیت کنند تا اسیر این گونه بازی‌ها و اسیر فیلم، سریال، تلوزیون، کامپیوتر، ماهواره، گوشی همراه و... نشوند بلکه از آن‌ها به طور مشروع، معقول و بدون افراط استفاده کنند. عَنْ أَمیرِٱلمُؤْمِنینَ علیه السلام:«شَرُّ مَا ضُیِّـعَ فِیهِ ٱلعُمرُ ٱللَّعِبُ.»1

 امیرمؤمنان امام علی علیه السلام: «بدترین چیزی که عمر انسان در آن تلف و نابود می‌شود، بازی است.» [گاهی بازی انسان را از درس،کار و عبادت محروم می‌کند.]

 ! عَنْ أَمیرِٱلمُؤْمِنینَ علیه السلام:«مَن کَـثُـرَ لَهْوُهُ إِسْتَحْمَقَ.»2

 امام علیه السلام: «هرکه زیاد به بازی بپردازد، به حماقت کشانده می‌شود.»

 ! و باز امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرمایند: «کارهای باطل و بیهوده «انسان» را در گمراهی‌ها می‌افکنند [و انسان را بدبخت می‌سازند].»3

 

 

1-  ) غررالحکم: 29و 51.

2-  ) بحار: 43/285.

3-  ) بحار: 1274.

توحید و نیایش در گریه‌ی کودک

 از دیدگاه مکتب وحی هر حرکت فطری کائنات به ویژه انسان، دارای فلسفه‌هایی است که اسرار آن را جز پیامبر و ائمه علیهم السلام کسی دیگر نمی‌تواند درک کند مثل گریه‌ی کودکان. لذا نباید کودکان را درباره‌ی گریه‌ی‌شان سرزنش کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برخی از اسرار شگفت‌انگیز گریه‌ی کودکان را بسیار عالی و آموزنده بیان فرموده است.

 ! عَنْ رَسولِ ٱللهِ صلی الله علیه و آله و سلم:«لاتَضْرِبُوا أَطْفالَڪُم عَلیٰ بُکائِـهِمْ، فَإِنَّ بُکَائَهُمْ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ شَهادَةُ أَنْ لّا إِلٰهَ إِلَّا ٱللهُ، وَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ٱلصَّلاةُ عَلَی ٱلنَّبیِّ صلی الله علیه و آله و سلم وَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ٱلدُعَآءُ لِوَالِدَیْهِ.»1

 رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: «کودکان خویش را به دلیل گریستن‌شان نزنید و تنبیه نکنید؛ زیرا گریه‌ی آنان تا چهار ماه چنین شهادت می‌دهد«لا الهَ الَّا ٱلله»؛ و چهار ماه بعد، این گونه نجوا می‌کنند:«ٱللّٰهُمَّ صَلِّ عَلیٰ محمَّدٍ وَّ آلِ محمَّدٍ» و چهار ماه دیگر دعا و نیایش برای پدر و مادر خودش است.»

 

1-  ) وسائل الشیعة:15/171؛علل الشرائع:38.

احیای شخصیت و اهداف امام حسین

امام حسین(ع) در نزد آگاهان از آرمان‌های والای او، نمادِ هدایت و الگوی انسانیت و سرلوحه شریعت رمز و قهرمانی و اسوه ایثار و فداکاری در راه دین است، چنان که کلمه «یزید» مظهر فساد و تباهی و فسق و فجور و تهاجم فرهنگی و نشر بدی‌هاست.

 

عزاداری و روضه خوانی، باز سازی خاطره فداکاری و جانبازی امام حسین و یارانش در راه پاسداری از حق و عدالت است. عزاداری باعث زنده کردن اهداف امام‌حسین (ع) است. چرا که «من ورّخ مومنأ فقد احیاه؛ بازگو نمودن تاریخ زندگانی مؤمنی درحقیقت زنده کردن اوست» و زندگی مؤمن در گرو زنده ماندن اهداف والای اوست.کسی که فردی را زنده کند گویا همه مردم را زنده کرده است.یاد حسین و اهداف والای او، ملت‌ها را زنده می‌کند، ترویج اندیشه حسینی توسعه حیات و زندگانی است.

 

این نام و این قیام همیشه فریادی پر طنین در برابر هر ستمگری است. توسل به عاشورا طریق هدایت و عامل نجات است. اسلام بیمه عاشورا است،عاشورا بیمه عزاداری‌ها. امام باقر(ع) وصیت می‌کند در «مِنی» مراسم عزاداری به پاکنند، که چرا. سفارش حضرت، مشتمل بر نکته مهم سیاسی - روانی است. مردم را به مظلومیت اهل بیت متوجه می‌کند. توجه مردم به این امر مهم، زمینه احیای اهداف امام (ع) است. این عزاداری هاست که افکار حسینی را در اعماق جان و اندیشه مردم نفوذ می‌دهد، عواطف و احساسات را به شور می‌آورد، و حرکت می‌آفریند.

 

«روضه سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهداست. آن کسانی که می‌گویند روضه سیدالشهدا را نخوانید،اصلا نمی‌فهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمی‌دانند یعنی چه. این گریه‌ها و این روضه‌ها این مکتب را حفظ کرده است... اینها خیال می‌کنند حالا ما باید (به جای روضه) حرف روز بزنیم. حرف سیدالشهدا همیشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سیدالشهدا آورده، دست ما داده... این مجالس و عزاداری اباعبدالله الحسین یک متینگ و فریادی است برای احیای مکتب سیدالشهدا...».تاریخ بعد از عاشورا را مطالعه کنید. متوکل عباسی و دیگر زمامداران آن روز چه تعداد از شیعیان امام حسین(ع) را به جرم بر پا نمودن مواکب و عزاداری و زیارت مرقد مطهر آن حضرت به صورت فجیع و ظالمانه‌ای به شهادت رساندند.

 

دیده‌بان هایی را درمسیر کربلا قرار داده بودند تا زواران امام را دستگیر و به قتل برسانند، چرا این گونه عمل می‌کردند. این کارها دلیلی نداشت جز این که آنها از احیای مکتب امام حسین احساس خطر می‌کردند.در برابر حرکت ویرانگر دشمنان اسلام، پیشوایان دین بر عزاداری و روضه خوانی و زنده نگه داشتن عاشورا اهتمام ورزیدند. فلسفه آن روشن است.

 

حسین یک سمبل است باید به صورت الگو زنده بماند. هر سال که محرم طلوع می‌کند، امام حسین(ع) با آن افکار والا و فریادهای شورانگیزش ظهور می‌کند و ندا در می‌دهد:«الا ترون أن الحق لا یعمل به و أن الباطل لا یتناهی عنه لیرغب المؤمن فی لقاءِ الله محقاً» آگاه باشید، ای مردم نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌گردد و نتیجه آن این است که مؤمن به شهادت در راه حق تشویق شود و با تمام وجودش به امام حسین اقتدا کند: لااری الموت الا سعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما؛ «زندگی [در چنین وضعی] باستمکاران برای من ننگ‌آور است، مرگ در نظر من جز سعادت چیزی نیست».عزادارن بر بلندای محافل‌شان این شعار را نوشته‌اند:«الموت خیر من رکوب‌العار؛ مرگ از زندگی ذلت بار بهتر است».

اقتدا به پیشوایان دین

عزاداری وسوگواری بر کسان از دست رفته امری طبیعی است. انسان با عاطفه زنده است، گاه احساسات جریحه دار می‌شود و دل می‌سوزد، آثار آن به صورت اشک تبلور می‌یابد. پیشوایان دین نیز در مصائب عزیزانشان سوگوار شدند، مراسم عزاداری به پاکردند.

 

در فرهنگ ما عزاداری انبیا و اولیای الهی پسندیده است چنان که عزاداری در مصیبت عزیز از دست رفته بشرطی مشکل ندارد که مخالف دستورات شریعت نباشد.رفتار و کردار پیامبر اسلام (ص) در همه زمینه‌ها الگوی ماست. حضرت در شهادت حمزه سیدالشهدا با تعبیر تحریک‌آمیزی می‌فرماید: «لکن حمزة لا بواکی له؛اما حمزه گریه کننده‌ای ندارد».

 

مسلمانان با شنیدن این سخن برای حمزه مراسم عزاداری به پاکردند. ایشان در شهادت جعفر بن ابی‌طالب فرمود:«علی مثله فلتبک‌البواکی» «گریه کنندگان باید برای امثال جعفر گریه کنند». در سوگ خدیجه‌ام‌المؤمنین و ابوطالب عموی گرامی‌اش یک سال را در غم و اندوه گذراند (عام الحزن).

 

گریه‌های حضرت فاطمه‌ در بیت الاحزان یادگار تاریخ اسلام است. امام علی (ع) درباره شهادت مالک اشتر همان تعبیری را به کار برد که پیامبر اسلام درباره جعفر فرمود.ایشان پس از توصیف آن فرمانده دلاور اسلام می‌فرماید: «علی مثل ما بر آن گریه و عزاداری کنیم، زمین و آسمان و رسول‌الله و بسیاری از انبیای الهی پیش از وقوع حادثه عزادار شدند و گریستند. به دور از انصاف است درحادثه‌ای که انبیا و اولیای الهی گریه کردند و اشک ریختند عده‌ای در سوگواری برآن امام همام دچار شک و تردید شوند.

 

پیشوایان دین از زمان پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) توصیه کرده‌اند که مصیبت امام حسین (ع) باید زنده بماند و همه ساله تجدید گردد. چرا ائمه دین به این حادثه اهتمام داشتند، چرا برپایی مراسم عزاداری امام حسین را این همه مورد تأکید قرار داده‌اند.فلسفه این مسئله کاملاً روشن است. هدف این بود که مکتب عاشورا زنده بماند.زنده ماندن عاشورا تجلی حیات مجدد اسلام است. خدا می‌داند اگر نبود این گریه‌ها و عزاداری‌ها چه مصیبت‌هایی بر اسلام وارد می‌آورند.امویان پس از شهادت امام‌حسین (ع) تلاش کردند تا خودشان را بر حق، امام حسین و یارانش را مهاجم و طغیانگر معرفی کنند، حتی احادیثی جعل کردند مبنی بر این که عاشورا روز عید و برکت است وتوسط علمای درباری فتوای جشن و شادمانی صادر کردند. طبیعی است وقتی روز عاشورااز زبان شخص رسول‌الله (ص) به عنوان روز عید معرفی شود، با گذشت یکی دو نسل،مسلمانان بر اثر غفلت و تقلید از گذشتگان، این روز را جشن می‌گیرند و آن را از اعیاددینی به حساب می‌آورند.

 

کم‌ترین اثر این تلاش‌ها آن بود که مردم باور کنند امام حسین (ع) از دین بیگانه بوده است. امام حسین(ع) با آینده‌نگری، پدید آمدن چنین فضای آلوده و مسموم را به خوبی پیش‌بینی کرده بود؛ لذا در وصیتنامه سیاسی ـ الهی‌اش پس از بیان عقیده خویش درباره توحید و نبوت و معاد بر این مسئله تاکید می‌کند:«و أنی لم اخرج اشراً و لابطرا و لا مفسدا و لا ظالماً انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدّی (ص) ارید أن آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیرة جدّی و ابی علی بن ابی طالب؛ من نه از روی خودخواهی یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می‌گردم، بلکه هدف من امر به معروف و نهی از منکر است و خواسته‌ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و زنده کردن سنت پیامبر(ص) و راه و رسم پدرم علی بن ابی‌طالب است».

 

پیشوایان دین بعد از شهادت امام حسین (ع) فعالیت وسیعی به راه انداختند وحکیمانه‌ترین چاره اندیشی‌ها را به کار بستند تا توطئه خطرناک دشمن را خنثی کنند.این رسالت با سنت روضه خوانی عزاداری و زیارت کربلا دنبال شد.

جاهلیت و ارتباط آن با حادثه‌ی عاشورا

ارتباط باورها و خلقیات عصر جاهلی با حادثه خونین عاشورا مسأله‌ی بسیار مهمی است از این رو در آغاز بحث مطالبی را درباره آن بیان می‌کنیم:حوادث اجتماعی هر اندازه بزرگ‌تر و مهم‌تر باشند علل و زمینه‌های پیدایش آنها، از نظر زمانی طولانی‌تر است و عوامل زیادتری در پیدایش آن‌ها دخیل هستند. انقلاب‌های اجتماعی نیز از آن جهت که واکنش‌هایی هستند علیه اوضاع حاکم، وقتی منجر به خشونت و خونریزی می‌شوند از این لحاظ علاوه بر موارد مذکور ویژگی خاصی نیز می‌یابند.

 

بنابراین عوامل پیدایش برخی از رویدادهای سیاسی اجتماعی به روزها، یا حداکثر، چند ماه قبل برمی‌گردد در حالی که علل برخی دیگر از آنها را باید در ده‌ها سال قبل از تاریخ وقوع، جست و جو کرد. قیام سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام به عنوان بزرگترین حادثه تاریخ اسلام، بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و سلم؛ و به عنوان یک انقلاب بزرگ اجتماعی، از حوادث نوع دوم به شمار می‌رود.

 

ما معتقدیم آنچه بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در سقیفه بنی‌ساعده رخ داد، ریشه در حوادث عصر رسالت داشت و آنها نیز به نوبه خود در حوادث قبل از اسلام ریشه می‌گرفت؛ و حادثه عاشورا یکی از پیامدهای تلخ سقیفه بنی‌ساعده است. چنان که مهیار دیلمی در غدیریه خود می‌گوید:اضالیل ساقت مصاب الحسین علیه‌السلام و ما قبل ذاک و ما قد تلافیوم السقیفة یا بن النبی طرق یومک فی کربلاو غصب ابییک علی حقه و امک حسن ان تقتلاو ابوذر غفاری در کنار کعبه فرمود:«اگر ولایت و امامت کسی را که خدای سبحان او را مقدم داشت می‌پذیرفتید؛ ولی خدا مرحوم و درمانده نمی‌ماند و هیچ واجبی از واجبات الهی ضایع نمی‌گردید.».

 

چنان که ابن‌عباس به مردم بصره گفت: «ای امتی که در دین خود سرگردان شده‌اید توجه کنید! اگر آن کس را که خدا مقدم داشته بود پیش انداخته، و آن کس را که خداوند واپس زده عقب می‌راندید، و وراثت و ولایت را در همان جایگاهی که خداوند قرار داده می‌نهادید، هیچ نقصانی در ترتیب آنچه خداوند مقرر فرموده بود پدید نمی‌آمد و دوستی از دوستان خدا فقیر نمی‌گشت و (حتی) دو نفر در حکم خدا با هم اختلاف نمی‌کردند و هرگز افراد امت درباره چیزی از کتاب خدا با هم درگیر نمی‌شدند!

 

پس بچشید پیامد این تفریط و کوتاهی خود را که به دست خویش انجام دادید.» «به زودی آنان که ستم کردند خواهند دانست که به کدامین سرانجام دچار خواهند شد.».و سقیفه نیز به عنوان یک پدیده اجتماعی، ناگهانی تحقق پیدا نکرد و ریشه‌های آن را باید در عصر جاهلیت و جریانات سیاسی و اجتماعی عصر نبوت جست و جو کرد. در حقیقت سقیفه پیامد بازگشت معیارها و ملاک‌های جاهلی بود.امام علی علیه‌السلام در این زمینه می‌فرماید:«الا و ان بلیتکم قد عادت کهیئتها یوم بعث الله نبیه».

 

آگاه باشید! تیره‌روزی‌ها درست همانند زمان بعثت پیغمبر صلی الله علیه و آله بار دیگر به شما روی آورده است.از این دیدگاه، همه‌ی بدبختی‌ها، انحرافات و بدعت‌هایی که متوجه اسلام گردید و همه‌ی ستم‌هایی که بر اولیاء خدا رفت، به سقیفه می‌رسد و همه‌ی بدبختی‌های بعد از هجرت به جریانات قبل از هجرت، و همه‌ی مشکلات قبل از هجرت به بعضی از صنادید قریش منتهی می‌شود که منافقانه اظهار اسلام کردند. امام درباره‌ی این عناصر فاسد در جامعه اسلامی و فرصت جویی آنان برای رجعت طلبی فرمود:«... ما اسلموا و لکن استسلموا و اسروا الکفر، فلما وجدوا اعوانا علیه اظهروه».اینان مسلمان نشدند بلکه فقط تظاهر به مسلمانی کردند و کفر در دل پروراندند و آنگاه که یار و همدستانی یافتند کفر پنهان خویش را آشکار نمودند.

 

رویدادهای پس از رحلت رسول خاتم صلی الله علیه و آله این حقیقت را تصدیق می‌کند که عوامل رجعت طلب برای برگرداندن سنت‌ها و عقاید دوران کهن با جدیت تلاش کردند و عده‌ای از افراد ضعیف الایمان نیز به خاطر سستی اعتقاد با سکوت خویش زمینه را برای قدرت‌یابی گروه نخست فراهم نمودند و به تدریج جامعه‌ی اسلامی به تباهی کشیده شد. البته این ارتجاع دور از انتظار نبود؛ زیرا علاوه بر اینکه مشرکین به طور کلی در حجاز ریشه‌کن نشدند تعدادی از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله نیز تظاهر به اسلام می‌کرده و ایمان واقعی به رسالت حضرت صلی الله علیه و آله نیاورده بودند.

 

اصولا در هر انقلاب فرهنگی، سیاسی و اجتماعی چنین پدیده‌ای قابل پیش‌بینی است؛ زیرا در هر نهضتی اولا تحول اعتقادی - اخلاقی در افراد به کمال نمی‌رسد، ثانیا همه افراد، مشمول تحول نمی‌شوند در نتیجه هم بقایای آثار اعتقادی - اخلاقی گذشته تا حدی در فرد مؤمن باقی می‌ماند و هم عناصر تحول ناپذیر نقش ایفا می‌کنند و زمینه‌ی بازگشت جامعه به نظام پشین را فراهم می‌نمایند.بی‌توجهی عده‌ای از مسلمانان صدر اسلام به جریان غدیر خم و ولایت علی علیه‌السلام و تشکیل سقیفه بنی‌ساعده به همین دلایل بوده است و امام باقر علیه‌السلام در این باره فرمود:«ان رسول الله صلی الله علیه و آله لما قبض صار الناس کلهم اهل جاهلیة الا اربعة، علی و المقداد و سلمان و ابوذر...»

عزت معصومین

عزت انواع گوناگونی دارد و از حیث مبدأ و مراتب  سه قسم است - عزت خداوند متعال  عزت رسول خدا (ص)- عزت مؤمنین این عزت از جهت مراتب در طول یکدیگر قرار دارد.

 

سرچشمه آن خدا و محصور در اوست و از پروردگار به رسولش و در مرتبه آخر عزت برای مؤمنین است  مرتبه اعلای عزت از آن خداست و از آن معصومین ع) مظاهر عزت اویند، امام مجتبی (ع) فرمودند:لنا العزة العلیا. عزت مراتبی دارد که متقین را از آن بهره وافری است  امام علی فرمودند:«لا عز أعز من التقوی  هیچ عزتی به مرتبه عزتی که از تقوا حاصل می‌شود نیست »در روایات - افزون بر آنچه گذشت -

 

اقسام دیگری از عزت تفسیر و تبیین شدن است  عزت اسلام  عزت دین  عزت مسلمانان  عزت دولت  و حکومت دینی  عزت فرد و جامعه  هر یک مرتبه و جایگاهی دارد و ارزش و اهمیت هر یک با توجه به جایگاهش متفاوت است و اهتمام به تثبیت و حفظ آن دستورات خاص خود را داراست عزت از حیث وجودی در خداوند ذاتی و در غیر او عرضی و اکتسابی است  خداوند صاحب عزت است و اوست که هر که او خواهد عزت عطا کند.

 

راه‌های تحصیل و کسب عزت در روایات و آموزه‌های دینی آمده است  اگر کسی به دنبال آن باشد و استحقاق یابد خداوند آن را به او عطا خواهد کرد. من اعتز بالله اعزه الله؛ هر که به خدا عزت جوید خداوند عزیزش کند.عزت از مقوله «کم  نیست که بتوان اندازه و مقدار آن را در دارنده آن اندازه‌گیری‌کرد. در مورد خداوند در قرآن آمده است  فلله العزة جمیعا؛ تمام عزت از آن خداست  یا در جایی دیگر می‌خوانیم «عزتک اعز من کل عزة .

 

و معصومین (ع) مظاهر صفات خدایند و عزت در مؤمنین بر اساس مراتب ایمانشان است  امام سجاد (ع) فرمودند:«طاعة ولاة الامر تمام العز؛ اطاعت از حاکمان الهی و رهبر مسلمانان تمام عزت است »در علم اخلاق  عزت نفس از صفات و فضایل اخلاقی به شمار می‌آید که اموری از جمله  مناعت طبع  بلند نظری  همت عالی  قناعت  عفو و گذشت  سکینه و وقار بر عزت انسان می‌افزاید.

عقوبت خواندن القاب زشت

در اسلام از یاد کردن انسان با نام و القاب زشت جداً نهی شده است. خداوند در آیه‌ی 11 و 12 سوره‌ی مبارکه‌ی حجرات مسلمانان را از شش گناه خطرناک نهی فرموده است که عبارتند از:

 1ـ مسخره کردن مردم [و ارزش‌های دینی و...].

 2ـ عیب‌جویی و طعنه زدن به دیگران.

  3ـ با نام و لقب زشت خواندن مؤمنان و... .

 ﴿... وَ لَاتَنَابَزُوا بِٱلْأَلْقَابِ ...﴾3 ﴿... و با لقب‌های بد، زشت و زننده یکدیگر را یاد نکنید ...﴾

 4ـ سوءِ ظن و بدگمانی کردن به خدا و مردم.

 5ـ تجسّس نمودن از عیب‌ها وکارهای خصوصی مؤمنین.

 6ـ غیبت کردن مؤمنان [گناه بزرگ و خطرناک].

 

قابل توجه است که خواندن مسلمان با لقب و نام زشت در ردیف پنج گناه خطرناک دیگر در قرآن عظیم الشأن آمده است. و نیز همه‌ی شش مورد به منظور حفظ حیثیت و آبروی مسلمانان و تأمین امنیت عمومی در پرتوی آموزه‌های دینی مطرح شده است. [هرکه می‌خواهد آبرویش حفظ شود باید آبروی مسلمانان را حفظ کند.]

ماربین در اسارت صحنه‌ی خرافات

علامه کاشف الغطا در سیاست الحسینیه آورده که ماربین در یکی از نوشته‌های خود می گوید: «من در ترکیه با مترجم خود در مجالس عزاداری حسین بن علی (ع) شرکت کردم و شنیدم که گویندگان درباره‌ی قیام حسین چنین مطالبی می‌گفتند.» .

 

این خاورشناس به جای این که نظریه و تحقیقات خود را براساس مطالعات دقیق و رجوع به تاریخ‌های معتبر اسلامی پی ریزی نماید و استنباط خود را بر اسنادی محکم استوار نماید، براساس گفتار گویندگان کم سواد و خرافی ترکیه - که معمولا مبنای گفتار آنها روی حدسیات بی پایه و استماع از افواه همنوع خود بوده است - درباره‌ی فلسفه قیام امام حسین (ع) بحثی صوری کرده و نتیجه گرفته است که قیام آن حضرت صرفا برای کشته شدن بوده است و بعد هم کسب شهرت کرده!

 

ماربین آنچه را می‌شنیده یادداشت کرده و چون درباره‌ی قیام حسین (ع) جز همین مسموعات چیز دیگری در دست نداشته گمان کرده که آنچه در مجالس عزاداری ترکیه شنیده صددرصد صحیح است و از اینرو شنیدنی‌های خود را به عنوان حقایق قطعی تاریخ امام حسین (ع) تلقی کرده و پس از بازگشت به اروپا مسموعات خود را به عنوان ره آورد سفر شرق برای غربی‌ها نوشته است، همچنان که رسم است بیشتر نویسنده‌ها یادداشت‌های خود را منتشر می‌کنند.

 

بعد از آنکه نوشته‌های ماربین درباره‌ی فلسفه‌ی قیام امام حسین (ع) به زبانهای شرقی ترجمه شد شرقی‌های غربزده آنچه را که ماربین گفته است بعنوان صادرات غرب تلقی کرده و مانند سند تاریخی مستدل دهن به دهن در مجالس نقل نمودند. بلکه برخی از نادانها یا نویسندگان غیر محقق چون وحی آسمانی بدان تکیه زده و آن را مدرک نوشته‌های خویش قرار داده اند. و البته این عادت زشت در میان شرقی‌های غربزده، چندان تازگی ندارد. تا اینکه کتاب به دست علامه شهیر نابغه اسلام شیخ محمد حسین کاشف الغطاء رسید مطالب او نقد و رشته‌ی او را پنبه نمود.

فداکاری است نه تلاش مذبوحانه

با آنکه می دانیم حسین (ع) نسبت به مرگ خود آگاهی قاطع داشت مخصوصا پس از تفرقه لشکر و از دست دادن یاران خود، چرا این همه تلاش مردانه و شجاعانه می‌کرد و از پا نمی‌نشست!

 

جوابش واضح است، زیرا حسین شجاع و حسین آگاه، هرگونه سستی و وقفه از کار را برای کشته شدن دور از مردانگی و جهاد در راه عقیده می‌دانست و در نظر وی فرصت دادن به دشمن خودکشی محسوب می‌شود نه تلاش در راه دین.

 

و یک مرد دلیر باایمان، هرگز خودکشی را، که مفهومی جز ضعف نفس ناشی از ترس و تنبلی و زبونی و نا امیدی مطلق ندارد، انتخاب نمی‌کند. و به شهادت تاریخ حسین (ع) مرد ترس نبود و کسی نبود که از پذیرش یک تکلیف سخت و دشوار دچار تزلزل و یا دستخوش نا امیدی گردد. او با آنکه همه‌ی یاران را از دست داده بود اما با این وجود جمال روشن و چهره ای باز داشت و آثار انکسار در وجود مبارکش کم دیده می‌شد.

 

و این قوت قلب حاکی از قدرت ایمان است و ادراک این حقیقت برای کسانی امکان دارد که هدف زندگی را در  مادیات و هوسرانی نمی‌دانند و تصدیق خواهید فرمود که شماره‌ی این افراد هم انگشت شمار است.

 

زیرا کسانی که در این وادی قدم برنداشته‌اند و در راه دین و عقیده از جان نگذشته و از جام عشق راه حق و دین لبی تر نکرده‌اند نمی‌توانند تصور کنند که انسان‌های آزاده و به خدا پیوسته، در حفظ عقیده‌ی خود از جان و همه‌ی هستی خویش می‌گذرند.

 

این متفکر آلمانی «توماس مان» درباره‌ی خلوص نیت و قداست هدف حسین (ع) می‌گوید: او جز احیاء دین و فداکاری در راه عقیده دیگر چیزی در مخیله‌اش نبود، در اعماق دل او بجز دین ضمیمه ای وجود نداشت. حسین (ع) نمی‌خواست با کشتن او، از او نامی زنده بماند ولو بصورت گریه و عزاداری و در طول دهه نام او ذکر شود، و نه فامیل او به مقامی برسد و نه دشمنان او با کشته شدن او محو شده و سلطنتشان سقوط کند ولو اینها بصورت ثمرات و آثار و نتایج دنباله رو قیام بود نه هدف وانگیزه بلکه هدف تنها احیاء دین و سنت متروکه بود.

 

بطوری که افراد ریاکار در اعمال خود هدفی جز مادیات و اشتهار خود، ولو پس از مرگ، ندارند و ما خیال می‌کنیم که فداکاری در راه یک هدف والا جهت بقای نام انسان از نوزادهای عصر جدید است، در صورتی که این تخیل در بشر با تاریخ حدوث بشر هماره است، ششصد سال قبل از میلاد مسیح تعداد این افراد ریاکار به جائی رسید که سبب شد یک مکتب فلسفی متضاد در مقابل آن شکل گیرد که معتقد بودند کارهای انسان باید صرفا همراه با معنویت باشد و شخصیت بهیچ وجه مورد توجه نباشد، چه در حیات چه در ممات. این مکتب را یونانی‌ها «کونیک»، انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها «سینیک» می‌نامند و شرقی‌ها پیروان این مکتب را «ملامتی» می‌خوانند.

 

از دوستان حافظ شیرازی نقل شده که حافظ پیرو این مکتب بوده و بهمین جهت در زمان حیات خود اشعارش را جمع آوری نکرد و باز هم به همین عنوان اشعار دیگران وارد دیوان حافظ شد. شعار پیروان این مکتب این است که از آدمی نه نامی باقی بماند و نه نشانی و به همین جهت کلیم شاعر معروف کاشانی به نام ابوطالب متوفای  این اشعار را سروده:در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست در فکر نام بود اگر او از نشان گذشتبدنامی حیات دو روزی نبود بیش گویم کلیم با تو که آن هم چسان گذشت

حسین در مراحل خشوع

حسین بن علی (ع) برخلاف عقیده‌ی جاهلانه‌ی عصر حاضر، که حسین بن علی (ع) را مالک دوزخ و جنت می‌دانند - و با چهار مصراع نوحه‌ی غلط و بلکه مجعول برای بهشت قباله و سند می‌نویسند و برای هر گونه معصیت و ترک واجبات جرئت پیدا کرده و طبقه‌ی جوان و نوجوان و طبقه‌ی عوام را مغرور می‌سازند

 

که مجرم و گناهکار و عاصی و تبه کار تارک عبادت و منکر اطاعت در روز محشر در پناه حسین است و کسی که حسین (ع) دارد چه باک و چه غم دارد و چرا از خدا و روز رستاخیز می‌ترسد - حسین (ع)، از خدا می‌ترسید و در مقام عبادت بسیار خاضع و خاشع بود و او همیشه از روز رستاخیز با نگرانی و ترس و لرز یاد می‌کرد

و من گمان می‌کنم اگر آن حسین (ع) امروز به یکی از دسته‌های عصر حاضر برخورد کند قطعا عزاداران خود را از روز رستاخیز برحذر داشته و می‌ترساند و کار به جای باریک می‌رسد و به ساحت قدس حضرتش اسائه ادب می‌شود.

و در جواب او گفته می‌شود: تو حسین (ع) ترسو هستی ما عزادار شما نیستیم! ما عزادار کسی هستیم که از خدا نترسد و ما گناهکاران و مجرمین را با زور بازوی خود به بهشت ببرد!تفاوت ره از کجاست تا به کجا! حسین بن علی (ع) از خدا و حساب و صراط می‌ترسد و وقتی که به او می‌گویند آقا چطور صبح می‌کنی؟

 

در جواب می‌گوید: اصبحت ولی رب فوقی و النار امامی و الموت یطلبنی و الحساب محدق بی و انا مرتهن بعملی لا اجد ما احب و لا ادفع ما اکره و الامور بید غیری فان شاء عذبنی و ان شاء عفا عنی فای فقیر افقر منی. روزگار را می گذارنم، در حالیکه پروردگارم ناظر بر اعمال من است و آتش دوزخ در پیش روی من و مرگ در تعقیب من است و محاسبه بمانند طوقی بر گردنم و من در گرو کردار خویشتن هستم و به دلخواه خود راهی ندارم و قدرت دفاع از آنچه که بیزارم، ندارم و زمام کارها در دست دیگری است. اگر بخواهد مجازاتم می‌کند

و اگر بخواهد عفوم می‌فرماید، پس کدام فقیر که از من فقیر و ناتوان تر است؟!تو را به خدا عزاداران عصر حاضر چنین حسین (ع) ترسو و از خدا خائفی را قبول می کنند!؟ ای به قربانت اباعبدالله دست ما بی بضاعتها را بگیر.

چهره ی نوین جاهلیت

برخی از انسان‌ها به داشتن فرزند عشق می‌ورزند امّا متأسفانه از هزینه‌ی زندگی در هراس‌اند غافل از آن که خداوند رازق مطلق است.

 این اندیشه سابقه‌ی ننگینی در تاریخ دارد که برخی از مردمِ دور از تمدّن و بی‌فرهنگِ دورانِ جاهلیّت، فرزندانِ شان را به خاطر ترس از فقر زنده به گور می‌کردند. خداوند برای سرزنش آنان و بیان یک حقیقت مسلّم می‌فرماید:

 ﴿... وَ لاتَقْتُلُوۤا أَوْلٰادَڪُمْ خَشْیَةَ إِمْلٰاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُـهُمْ وَ إِیّٰاڪُمْ...﴾2

 ﴿... و فرزندان خویش را از ترس فقر نکشید؛ ما آنان و شما را روزی می‌دهیم، کشتن آن‌ها گناه بزرگی است.﴾

 و نیز می‌فرماید: ﴿وَ مَا مِنْ دَآبَّـةٍ فِی ٱلأَرْضِ إِلّٰا عَلَی ٱللهِ رِزْقُهَا ...﴾3

﴿ هیچ جنبد‌ه‌ای در زمین نیست مگر آن که روزی او بر خداست...﴾

 ! چه زیبا است بیان امام کاظم علیه السلام که برای بکر بن صالح نوشت: «... اُطْلُبِ ٱلْوُلـْدَ فَإِنَّ ٱللهَ یَرْزُقُـهُـمْ.»1

 «... از خداوند فرزندانی بخواه. همانا خدا آنان را روزی می‌دهد.» [جالب است که فرمود: فرزندانی بخواه؛ آری فرزند بیشتر، نه کمتر.]

 ترس از فقر و تنگدستی ناشی از ضعف ایمان و تلقین غلط شیطان است؛ خدای سبحان می‌فرماید: ﴿ ٱلشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ ٱلْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِٱلْفَحْشَاءِ...(2)

﴿شیطان شما را (در هنگام انفاق) [و نیز در مواقع مهم دیگر مثل ازدواج‌کردن، فرزندآوردن و...] وعده‌ی فقر و تهی‌دستی می‌دهد؛ و به فحشا و زشتی‌ها امر می‌کند، و خداوند وعده‌ی آمرزش و فراوانی به شما می‌دهد، و قدرت خداوند وسیع و به همه چیز دانا [و توانا] است.﴾

 

بحارالانوار(1)

وسائل الشیعه(2)

مهم‌ترین حقوق فرزند

 از نظر اسلام و جایگاه ویژه‌ی انسانی، از مهم‌ترین ویژگی‌های بشری رعایت حقوق متقابل است. بنابراین، آن‌گونه که والدین حقوق فراوانی بر فرزندان دارند، فرزندان نیز حقوق قابل توجّهی بر پدر و مادر دارند و جالب است که نخستین حقوق فرزندان بر پدر پیش از انعقاد نطفه‌ی آنان، انتخاب مادر خوب برای آن‌هاست و در تداوم آن، نام شایسته، ادب ارزنده و حرفه‌ی مناسب و نیکو برگزیدن است.

 ! عَنْ رَسولِ ٱللهِ صلی الله علیه و آله و سلم لَمّا سُئِلَ عَنْ حَقِّ ٱلْوَلـَدِ:«تُحَسِّنَ إِسْمَهُ وَ أَدَبَهُ وَ تَضَعَهُ مَوْضِعاً حَسَناً.»1

 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم (در پاسخ پرسش از حق فرزند): «نام نیکو و خوب بر او بگذاری و خوب تربیتش کنی و شغل و حرفه‌ی خوب و مناسبی برای او انتخاب کنی.»

 

 دین مقدّس اسلام، توجّه به معنویّات و مادّیّات، به دین و دنیا، به فرد و جامعه دارد. شغل و حرفه‌ی شایسته یک ضرورت است و باید انسان به ویژه جوانان دارای کسب و کار باشند که ! امیرمؤمنان علیه السلام می‌فرمایند: «برترین چیزی که انسان را صیقل می‌دهد (آماده می‌سازد) کار است.»

 

بحار الانوار

جایگاه والای امر به معروف و نهی از منکر

احیای امر به معروف و نهی از منکر و آموزش آن دو به امت اسلامی یکی از مقاصد آن حضرت به شمار می‌رود: «اللهم‌ّ انّی أحب‌ّ المعروف و أنکر المنکر».

بی‌شک نخستین سنگ بنای هر جامعه‌ای «قانون است و بدون آن دستیابی به فلاح و رستگاری و ساحل امن خیالی است خام لیکن «قانون به تنهایی بس نیست بلکه باید مجری آگاه و ناظر امینی نیز در کار باشد.

 

در تمامی نظام‌های سیاسی فرد یاگروهی مأمور اجرای قانون و نیز نظارت بر چگونگی اجرای آن هستند؛ اما در نظام‌سیاسی اسلام افزون بر برگزیدگان خاص تعریف شده قانونی تمامی افراد جامعه‌اسلامی وظیفه نظارت بر اجرای قانون و پاسداری از حریم آن را بر عهده دارند.

 

این نظارت عمومی اسلامی که وظیفه بسیار سترگ و سنگین و ضامن اجرای عدل و داد و دستیابی آحاد جامعه به کمال و سعادت است «امر به معروف و نهی از منکر» نام دارد.با تأسف فراوان این نسخه شفابخش و این فریضه گران سنگ به وادی فراموشی سپرده شده یا در سایه عدم آگاهی از شرایط شیوه‌ها و مراتب آن به زهر کشنده و نسخه ویرانگری بدل گشته است زیرا آن که بدون شناخت رویکرد به عملی داشته‌باشد، چون رونده‌ای است که در مسیر غلط حرکت می‌کند و هر چه شتابش بیش دوری از مقصد و گمراهی‌اش بیشتر است «العامل علی غیر بصیرة کالسائر علی غیر الطریق لایزیده سرعة السیر الاّ بعداً».

 

به راستی ریشه این سهل انگاری و فراموش کاری چیست امام باقر (ع) در سخن نورانی اش به این پرسش پاسخ می‌دهد و آن را «دنیا دوستی و لذت جویی می‌داند:«در آخر الزمان گروهی پدیدار می‌گردند که ریاکاران و عابد نمایان و نادانان تازه به دوران رسیده را الگوی خود می‌دانند و از آنان پیروی می‌کنند. آنان فرمان دادن به نیکی‌ها و بازداشتن از بدی‌ها را واجب نمی‌شمارند، مگر زمان که از این طریق آسیب نبینندهمواره در پی راه گریز و بهانه جویی و عذر تراشی هستند. دنبال عیب جویی و جست و جوی لغزش‌های دانشمندان و آشکار ساختن رفتارهای زشت آنان هستند رویکرد آنان به نماز و روزه و سایر اعمالی است که به مال و جانشان آسیب نرساند، لیکن اگر نماز نیز به مال و جان آنان ضرری داشته باشد، از آن گریزانند، همان گونه که بلند پایه‌ترین و گران سنگ‌ترین واجبات (امر به معروف و نهی از منکر) را رها کرده‌اند».

ادب زشت تا نژاد زشت

آن‌گونه که برخی از انسان‌ها از نژاد و اصل و نسب فرومایه هستند، باعث ننگ جامعه اند، ! چنان‌چه امام حسین علیه السلام درباره‌ی عبیدالله بن زیاد فرمود: «إِنَّ ٱلدَّعِیَّ بْنَ ٱلدَّعِیِّ قَد رَکَزَ بَینَ ٱثْنَتَیْنَ بَینَ ٱلسِّلـَّةِ وَ ٱلذِّلـَّـةِ وَ هَیْهَاتَ مِنّا ٱلذِّلـَّـةُ...» «انسان فرومایه‌ی پست، فرزند انسان پست، مرا در بین دو چیز مخیّر ساخته است، بین شهید شدن و بیعت‌کردن با یزید، و پذیرفتنِ ذلّت و زبونی از ما بسیار بسیار دور است ... .»

 پیامبر مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقش تخریبی ادب و روش پست را همسانِ نژادِ پست و آلوده دانسته است.

عَنِ ٱلنَّبِیِّ ٱلخاتَمِ7«أَدَبُ ٱلسَّوْءِ کَعِرْقِ ٱلسَّوْءِ.

 پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: «ادب و فرهنگ زشت همانند نژادِ زشت و پست می‌باشد.»

 

 

فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام

کنزالعمال

پرچم امام حسین

یکی از دانشمندان کراچی نقل کرد که کشیشی به او گفته بود:اگر مسیحیّت تنها شخصیّتی همچون حسین شما در اختیارش بود تمام جهان را به زیر پرچم و آیین خود درمی‌آورد. در تمامی نقاط جهان در هرجا پرچمی به نام او برمی‌افراشت و مردم را به دور آن جمع می‌کرد و آنگاه برنامه‌های تبلیغی خود را منتشر می‌ساخت.

 

امّا شما مسلمانها نمی‌دانید چگونه از حسین‌علیه السلام در جهت پیشبرد اهداف اجتماعی و دینی خود استفاده کنید.مَثَل ما مثل تاجری است که میلیونها تومان پول دارد امّا راه تجارت را نمی‌داند.ما مسلمانان همانند مردمی هستیم که بر روی دریایی از نفت زندگی می‌کنند امّا هرگز به فکر استخراج این مادّه حیاتی نیستند تا از منافع آن، از جمله فروغ و روشنایی بهره‌مند شوند و همچنان در تاریکی و سرمای کشنده به سر می‌برند.آیا به راستی آنچه را که مسلمانان از این مشعل هدایت و کشتی نجات در جهت پیشبرد هدفهای تبلیغی اسلام استفاده نمودند چون قطره‌ای در برابر دریا نیست؟!

آثار مجالس عزاداری

یکی از تجّار آفریقا که مرد فهمیده و دانشمندی می‌باشد برنامه‌اش این است که هر سال دهه محرّم به طور رایگان برای تبلیغ و برپایی مراسم عزاداری امام حسین‌علیه السلام به یکی از شهرهای آفریقا می‌رود.

 

این تاجر برای من تعریف کرد: یک‌بار در دهه محرّم و ایّام عاشورا به شهری وارد شدم که واعظ و خطیب نداشت و من آمادگی خود را برای وعظ و خطابه اعلام نمودم، مردم شهر هم استقبال کردند تا اینکه وقت نماز رسید، امّا هرچه گوش دادم صدای اذان نشنیدم!

 

پس به خانه‌ای که سیاه‌پوش بود و جمعیّت زیادی برای عزاداری در آن جمع بودند وارد شدم و به یکی از افراد حاضر در مجلس گفتم: چرا در محلّ شما صدای اذان شنیده نمی‌شود!جواب داد: اذان چیست؟!گفتم: اذان... نماز...گفت: نماز چیست؟!گفتم: مگر شما مسلمان نیستید؟گفتند: اسلام چیست؟!با تعجّب پرسیدم: شما چه مذهبی دارید؟!گفت: ما بودایی هستیم.

 

گفتم: پس چرا برای حسین‌علیه السلام عزاداری می‌کنید؟گفتند: ما در عزاداری از گذشتگان خود پیروی می‌کنیم، آنها هم با اینکه بودایی بودند، برای حسین‌علیه السلام عزاداری می‌کردند!بالای منبر رفتم و گفتم: ای مردم!

 

نام حسین‌علیه السلام و عزاداری حسین‌علیه السلام به شهر شما آمده است، امّا جدّ حسین‌علیه السلام، پدر حسین‌علیه السلام و دین حسین‌علیه السلام به منطقه شما هنوز نیامده است!

بیایید حسین‌علیه السلام را واسطه قرار دهیم، تا دین، جدّ و پدر او هم به شهر شما قدم گذارد.از آن روز مشغول به بیان احکام اسلام شدم و اسلام را به آنها معرّفی کردم، هنوز دهه محرّم تمام نشده بود که همه اهالی آن شهر از کوچک و بزرگ، فقیر و غنی، مسلمان و شیعه شدند.

 

می‌بینیم افراد غیر مسلمان و غیر شیعه هم برای امام حسین‌علیه السلام مراسم عزاداری برگزار می‌کنند و بهترین شاهد آن سوگواریهای بسیار مفصّلی است که در هند و پاکستان و آفریقا مرسوم است.

خدمت امام حسین به اسلام

بر هر مسلمان لازم است به وسیله مکتب امام حسین‌علیه السلام به اسلام خدمت کند. چون مکتب آن حضرت، بهترین وسیله برای نشر و تبلیغ اسلام است، این هدف در صورتی عملی می‌شود که بدانیم چگونه از این نیروی بزرگ استفاده کنیم، زیرا آن قدرت روحی را که امام حسین‌علیه السلام ایجاد کردند قوی‌ترین نیرویی است که جهان بشریّت از زمان آدم تا کنون به خود دیده است.

 

مشاهده نکرده‌اید که چگونه مردم به دلیل مظلومیّت آن حضرت جمع می‌شوند که این کار جز در سایه معنویّت امام حسین‌علیه السلام امکان‌پذیر نیست!وقتی داستان کودک شیرخوار امام حسین‌علیه السلام به میان می‌آید انسان هرچه هم سخت‌دل باشد و یا اصلاً اعتقاد به دین نداشته باشد باز متأثّر شده و اشک از دیدگانش جاری می‌گردد و در آن لحظه برای اندرز و هدایت آمادگی لازم را پیدا می‌کند و اندیشه‌اش هر نوع ارشاد و اصلاح را می‌پذیرد.

سوگواری های امام حسین

پر واضح است که میان ظواهر و مقاصد ارتباط شدیدی وجود دارد و در روایت هم آمده است: «مردم را با رفتار و کردار صادقانه خویش به سوی خوبیها دعوت کنید نه با زبان».

 

بنابراین لازم است در عزاداریها به نحو ممکن صاحبان مجالس، کارکنان، شنوندگان، شرکت کنندگان در دسته‌ها و هیئتها آنچه که اسلام واجب دانسته مثل: «انجام واجبات و ترک محرّمات» و آنچه را مستحب شمرده مانند: «اخلاق فاضله و نظافت مجالس از آلودگیها و دوری از کارهای تنفّرآمیز» را کاملاً رعایت کنند.

 

و عزاداران و دسته‌ها از کارهایی که برای یک انسان عزادار زننده و احیاناً خلاف شرع می‌باشد جدّاً دوری نمایند، مثلاً نباید خانمها بدون رعایت حجاب و یا با زینت و آرایش در مجالس حسینی شرکت کنند، یا اینکه افراد عزادار جاده‌ها و راههای عمومی یا جاهایی که برای آب آشامیدنی معیّن شده است را آلوده سازند.

 

همچنین باید نسبت به پاکیزه بودن ظروف غذاخوری و وسایل چای و آب آشامیدنی و هر وسیله‌ای که به نحوی در مجالس مورد استفاده قرار می‌گیرد دقّت کافی به عمل آید که دین اسلام همواره بر رعایت نظافت و پاکیزگی و دوری از آلودگی و پلیدیهای ظاهری و باطنی تأکید فراوان دارد و حضرت امام حسین‌علیه السلام برای زنده نگه‌داشتن اسلام و عمل به دستورات این آیین محمّدی‌صلی الله علیه وآله وسلم خود را فدا کرده است و زبان حال حضرت بر آن اشاره دارد که می‌فرماید:اگر دین حضرت محمّدصلی الله علیه وآله وسلم جز به شهادت من استوار نمی‌گردد پس ای شمشیرها مرا دربرگیرید.

 

در یکی از زیارتهای آن حضرت چنین می‌خوانیم:«أَشْهَدُ أَنَّکَ طُهْرٌ طاهِرٌ مُطَهَّرٌ مِنْ طُهْرٍ طَهُرْتَ وَ طَهُرَتْ بِکَ الْبِلادُ وَ طَهُرَتْ أَرْضٌ أَنْتَ بِها وَ طَهُرَ حَرَمُکَ» .

 

همچنین از دیگر موضوعات بسیار مهمّ آن است که نمازهای اوّل وقت ترک نشود، زیرا امام‌علیه السلام روز عاشورا در حالت بحرانی که تیر مثل باران به سوی آن حضرت و اصحابش می‌بارید نماز جماعت خواندند!و بدیهی است که در اینگونه محافل و مجالس لازم است از کارهایی که باعث اختلاف و ناراحتی می‌گردد جداً خودداری شود.خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:«وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُواْ»  .(به ریسمان خدا چنگ بزنید و متفرّق نشوید).

پیشرفت وسایل تبلیغی

در گذشته وسایل تمدّن و فرهنگ منحصر به مدرسه‌های دینی و منبرها و کتابها بود و اجتماع هم در سایه این امور، نیازهای مذهبی خود را می‌آموخت.

 

امّا امروز مدرسه‌های جدید (رادیو، تلویزیون، سینما، روزنامه، مجله، کامپیوتر، ماهواره و اینترنت) پدیدار گشته که باید مسلمانان با چنین وسایل پیشرفته‌ای برنامه‌های اسلامی را مطابق با نهضت و هدف مقدّس امام حسین‌علیه السلام اجرا کنند به طوری که در هر شهر و قریه، خانه و مدرسه، کارگاه و سربازخانه، عموم مردم با آنها آشنا شده و استفاده کنند.

 

چون قیام و حرکت خونین حضرت امام حسین‌علیه السلام با اینکه تأثیر بسیار ارزشمند و والای آن نهضت مقدّس هرگز با تحوّلات علمی پدید آمده از سوی دانشمندان و نهضتهایی که در عصرهای مختلف و با رنگ و بوی تمدّن و رهایی امّتها از ظلم و ستم به وقوع می‌پیوندند قابل مقایسه نیست، جای بسی تأسّف است که انسان امروزی در جهت نیل به اهداف مادّی خود از صنایع و وسایل تبلیغی جدید کمال استفاده را می‌نماید، امّا در مسائل روحی و معنوی در اندیشه به کارگیری وسایل پیشرفته امروزی نمی‌باشد.

ارتباط منبر و امام حسین‌

یکی از وسایلی که نهضت حضرت امام حسین‌علیه السلام را گسترش داده و اساس این قیام را تا کنون در اجتماع و اذهان مردم زنده نگاه داشته، منبر است، از این رو مسلمانان پس از شهادت آن حضرت منبر را وسیله نشر آثار این پیکار مقدّس قرار دادند.

 

برای تبلیغ دین منبر چه وسیله خوبی است! امّا باید در جهت کارآیی و استفاده هرچه بهتر و بیشتر از آن دو شرط را بیشتر مورد توجّه قرار دهیم:در مرحله اوّل: نسبت به ازدیاد و گسترش هرچه بیشتر مجالس عزاداری، وعظ و ارشاد فعّالیّت شود چون تمام شهرها و نقاط اسلامی شیفته گوینده و تشنه مسائل دینی هستند تا با شنیدن امتیازات و خصوصیّات اسلام از حقایق دین اسلام آگاهی بیشتری پیدا کنند.

 

معلوم است که تبلیغ هم وقت معیّنی ندارد بلکه باید همیشه و همراه با مسیر زندگی افراد بشر باشد، همان‌طوری که بدن هر روز به غذا احتیاج دارد، فکر و روح نیز نیازمند به غذای دایمی است و نباید آن را از نظر دور داشت. اضافه بر این منبرهایی که اکنون موجود است یک دهم نیازمندیهای ما را تأمین نمی‌کند و اینجاست که بر توده مسلمین لازم است با خطبا و گویندگان همکاری کنند و با گسترش مجالس، در سراسر شهرهای اسلامی و حتّی غیر اسلامی این واجب مهم و حیاتی را ادا کنند.

 

در مرحله دوّم: باید منبرها متین و عمیق باشد، چون قیام مقدّس حضرت امام حسین‌علیه السلام تنها به خاطر زنده نگه‌داشتن دین اسلام و اعلای کلمه حقّ بود و روشن است که این مهم انجام نمی‌شود مگر اینکه گوینده دینی بتواند این قیام را با عقیده، تفسیر، تاریخ، احکام و اخلاق اسلامی ارتباط دهد و قوانین اسلام را در شئون مختلف زندگی مانند: سیاست، اقتصاد، تمدّن، مذهب، معاشرت، خانواده که هریک دلیل قاطع و برهان محکم بر امتیاز اسلام بر سایر ادیان و مکتبها است به دیگران برساند.با چنین منبرهای پرمحتوایی می‌توان در راه پیشرفت مسلمانان قدم برداشت و اگر این دو جنبه در منبر رعایت گردد حقّ بزرگی ادا شده است.

آن دسته از اهل منبر که با دقّت و اخلاص، این جنبه‌ها را در نظر داشتند همه بزرگ و عالی‌مقام شدند و ما امیدواریم که دیگران نیز از آنان پیروی نمایند!

شعائر و عزاداری ها

نهضت امام حسین‌علیه السلام مربوط به زمان مخصوصی نبوده تا در زمانهای بعد فراموش شود، بلکه نبرد حقّ و باطل، عدالت و ظلم، انسانیّت و وحشیگری و نبرد هدایت و گمراهی بود.

 

از این رو تا دنیا برپا است مظلومیّت حضرت امام حسین‌علیه السلام و نهضت مقدّس آن حضرت فراموش شدنی نخواهد بود و هرگاه میان حقّ و باطل پیکاری درگیرد، خاطره آن مجاهدتها زنده می‌شود.

بنا به اهمیّت و نقش سازنده این نهضت مقدّس بود که پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم سالها پیش از وقوع آن، مسلمانان را در برگزاری مراسم عزاداری و زنده نگه‌داشتن این قیام تشویق فرمود و ائمّه طاهرین‌علیهم السلام هم نسبت به این مجالس تأکید فراوانی داشتند.

 

امّت اسلامی در تبعیّت از دستور رهبران دینی خود در سطح وسیع در مناطق مختلف دنیا با برگزاری مجالس عزاداری و سوگواری، نسبت به سرور شهیدان‌علیه السلام و اهل‌بیت‌علیهم السلام و یاران آن حضرت عرض ارادت می‌نمایند و معنای «هر روزی عاشورا و هر زمینی کربلاست» 

را عملاً انجام می‌دهند.امّا نحوه برگزاری مراسم عزاداری به هر صورت که انجام پذیرد جایز است مگر آنجا که از طرف شرع مقدّس منع شده و حرام باشد.

 

مانند اینکه کسی به عنوان عزاداری «خودکشی» کند همان‌طور که بوداییها برای رسیدن به هدفهای دینی و ملّی دست به خودکشی می‌زنند! امّا اسلام از قتل نفس نهی کرده است و قرآن می‌فرماید:«لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ»  .

 

بنابراین هر نوع عزاداری که دلیل خاصّی بر حرام بودنش نباشد جایز، بلکه مستحب و پسندیده است و خود یکی از مصادیق آیه شریفه: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُوبِ» می‌باشد.

تمسخر بعضی افراد جاهل و نادان نسبت به بعضی از شعائر دینی و مذهبی دلیل نمی‌شود که ما آن را عمل شایسته‌ای ندانیم.قرآن کریم درباره کافرانی که پیامبران و برنامه‌های تبلیغی آنان را به تمسخر می‌گرفتند می‌فرماید:«یا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ ما یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُونَ»  .

مبارزات امام حسین

حضرت امام حسین‌علیه السلام با شهادت خویش دستگاه حکومت یزید را متزلزل ساخت، زیرا به دنبال شهادت آن حضرت انقلابهای دامنه‌داری در شهرهای مختلف اسلامی علیه بنی‌امیّه آغاز شد تا جایی که یزید چند روز آخر عمر خود را به سختی و در بدترین حالات به پایان رسانید

 

حکومت ننگین یزید بیش از سه سال دوام نیاورد حتّی دوران زمامداری سلسله بنی‌امیّه از عمر یک انسان تجاوز نکرد و سرانجام این دودمان برای همیشه نابود گردید.

 

آری، امّت اسلامی بر ضدّ دولت بنی‌امیّه نهضتها و کارشکنیها آغاز نمودند و سالار شهیدان امام حسین‌علیه السلام با شهادت مظلومانه خویش تمامی نقاط ضعف و انحراف حکومت بنی‌امیّه را که تماماً مخالف با قوانین و سنّت اسلام بود به مردم نشان دادند و چنان نیرویی به وجود آوردند که حتّی قرنها بعد مردم به راحتی خرابیها و انحرافات خلفای اسلامی را شناخته و در طول حیات بشریّت حقّ و باطل مشخّص گردد.

 

در واقع قیام حضرت امام حسین‌علیه السلام بهترین درس برای آنهایی است که می‌خواهند در سایه دین زندگی سعادتمندانه‌ای داشته باشند و این قیام همچون مشعل فروزانی بر جهان و جهانیان می‌درخشد و خود سرمشق بزرگی است برای اجتماع بشری و به همگان درس آزادی و آزادگی می‌دهد.«گاندی» رهبر مشهور هند گفته است:«درس رهبری و آزادی را از حسین‌علیه السلام آموختم».اینجاست که باید گفت: «دوام اسلام و مسلمین تا روز قیامت مرهون فداکاریهای حضرت امام حسین‌علیه السلام است، همان طوری که در گرو رنجهای طاقت‌فرسای رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله وسلم و نبردهای بزرگ امیرالمؤمنین حضرت علی‌علیه السلام بوده است».

فرزند ناشایسته، ویران‌گر ارزش‌ها

 آن‌گونه که فرزندان صالح مایه‌ی افتخار و سربلندی خانواده هستند، فرزندان ناپاک، سرکش و لااُبالی، بر باد دهنده‌ی افتخارات و نام و نشان خانوادگی و ارزش‌ها خواهند بود.

 ! عَنْ أَمیرِٱلْمُؤْمِنینَ علیه السلام:«وَلَدُ ٱلسَّوْءِ یَهْدِمُ ٱلشَّرَفَ وَ یَشْیِنُ ٱلسَّلَفَ، وَلَدُ ٱلسَّوءِ یَغُرُّ ٱلسَّلَفَ وَ یُفْسِدُ ٱلخَلَفَ.»

 

 امام أمیرالمؤمنین علیه السلام: «فرزند بد، شرافتِ انسان را از بنیاد ویران می‌کند و پیشینه‌ی خانوادگی را زشت و لکّه‌دار می‌سازد. فرزند ناشایسته گذشته‌های انسان را تباه و آینده را به فساد و تباهی می‌کشاند.»

 

 

مستدرک الوسائل:2/635.

الگوی پایبندی به حجاب و عفاف

از جلوه‌های بارز الگوی تربیتی نهضت عاشورا، حضور زنان همراه با تعهد و پای‌بندی آنان به حرمت‌ها و مراعات مسائل حجاب و عفاف است این نکته نشانگر این مهم است که حضور زنان در بیرون از خانه برای دفاع از حق و ولایت به شرط آن که حریم عفاف و حدود الهی رعایت شود ممنوع نیست بلکه گاه لازم و ضروری است اهل‌بیت امام حسین (ع) در سفر کربلا منادی متانت و عفاف بودند، اگر چه سپاه کوفه به حریم‌آنان بی‌حرمتی کردند.«ام کلثوم دختر علی (ع) وقتی به کوفه رسیدند.

 

در جمع انبوه حاضران به سخن پرداخت و وقتی که مردم کوفه به تماشای آنان آمده بودند، فریاد زد: « ای مردم کوفه آیا از خدا و رسولش شرم نمی‌کنید از این که به حرم و دودمان پیامبر نگاه می‌کنید؟»

 

هنگام ورود اهل بیت به شام نیز، ام کلثوم شمر را طلبید و از او خواست که آنان را از دروازه‌ای وارد کنند که اجتماع کمتری باشد و سرهای مطهر شهیدان را دورتر نگه‌دارند، تا مردم به تماشای آنها پرداخته کمتر به چهره اهل بیت پیامبر(ص) نگاه کنند.

اماشمر که پلیدی ذاتی او نمایان است کاملاً برعکس خواسته او عمل کرد و اسیران را ازدروازه ساعات وارد دمشق کرد.

همانند این از حضرت سکینه نیز نقل شده است که سهل بن سعد وقتی که فهمید این اسیران از دودمان پیامبرند، جلو رفت و از یکی از آنان پرسید، تو کیستی گفت سکینه دختر امام حسین (ع) پرسید: آیا کاری می‌توانم برایتان انجام دهم من سهل یاور جدت رسول خدا هستم حضرت سکینه فرمود: به نیزه‌داری که این سر را می‌برد، بگو جلوتر از ماحرکت کند، تا مردم به نگاه کردن آن مشغول شوند و به حرم رسول خدا(ص) چشم ندوزند، سهل به سرعت رفت و چهارصد درهم به نیزه دار داد، او هم سر مطهر را از زنان دور برد.

 

نمونه دلالت آمیزتر، اعتراض حضرت زینب (س) به هتک حرمت و دفاع از حجاب است حضرت در کاخ یزید خطبه‌ای بی‌نظیر ایراد فرمود و در این زمینه نیز فرمود:«ای زاده آزادشدگان فتح مکه آیا این عدالت است که همسران و کنیزان خودت را در پشت پرده‌ها قرار داده‌ای ولی دختران رسول خدا(ص) را به عنوان اسیر، روانه کرده پرده‌های حرمت آنان را دریده چهره‌هایشان را آشکار ساخته‌ای و زیر سلطه دشمنان از شهری به شهری می‌گردانی آن گونه که مردم شهرها و آبادی‌ها و قلعه‌ها و بیابان‌ها به آنان می‌نگرند و دور و نزدیک چهره آنان را تماشا می‌کنند؟...»

 

الگوی تربیتی که اکنون در پیامد این جستارها، ارائه می‌شود، این است که زینب (س) در تداوم خطی که حضرت زهرا (س) در حمایت از امام معصوم(ع) و افشاگری علیه ظالمان داشت در نهضت کربلا دوشادوش حسین بن علی (ع) حضوری مؤثر داشت اما هیچ‌گاه موازین عفاف و حجاب را فراموش نکرد و این گونه عفتی را به عنوان بهترین مدل تربیتی - دینی زنان جامعه اسلامی ارائه نمود.

 

بنابراین زینب کبری و دودمان رسالت چه با سخنان و چه با رفتارشان یادآور این گوهر ناب گشتند که کرامت انسانی زن در سایه عفاف و حجاب تأمین می‌شود. برای‌زنان زینب و خاندان امام حسین (ع) الگوی حجاب و عفاف است اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و ادای رسالت حساس و خطیر اجتماعی متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه و الگوی همگان شدند، تا آن جا که امام سجاد نیز با تمام مشکلات مراقب شئون عفت و پاک دامنی بانوان حماسه عاشورا بود و در کوفه به ابن زیاد فرمود:«مرد مسلمان و پاک دامنی را همراه این زنان بفرست اگر اهل تقوایی »

نکوهش هواهای نفس

خداوند متعال می‌فرماید:(ان النفس لامارة بالسوء)و در جای دیگر می‌فرماید:(لا تبتّع الهوی فیضلک‌ّ عن سبیل الله).پیروی هوای نفس مکن که تو را از راه خدا گمراه کند.

 

در اصول کافی از حضرت امام باقر (ع) نقل می‌کند که پیغمبر اکرم فرمود:«خداوند به نعمت و جلالت خود قسم یاد کرد که هرگاه بنده  هوا و میل خود را بر هوای من اختیار کند در کارش تفرقه اندازم .

امام حسین ع) در یکی از خطبه‌ها اشاره می‌کند که مردم دچار متابعت هوای نفس شدند و شیطان بر آنها غالب شد و دین لقلقه زبان بیش نیست  «یحوطونه مادرّت معایشهم . به هر سو که نفع خود را ببینند به همان سو زبان را می‌گرداند و قدم برمی‌دارند.امام در ملاقات خصوصی با پسر سعد به این مطلب صریحاً گوشزد نمود.

 

در پایان وداع به حضرت امام زین العابدین ع) می‌فرماید:«استخوذ علیهم الشیطان فانساهم ذکر الله؛ اینها از ذکر خدا غافل شدند و دربست در اختیار شیطان و هوای نفس قرار گرفتند».

 

آری  این همه بیچارگی و سیه روزی که دامن گیر دولت‌های وقت  مخصوصاً امریکای جنایت کار شده همه به سبب حکومت هوای نفس بر آنان است که در راه رسیدن به آن از هیچ جنایتی پروا ندارند. میلیون‌ها مردم بی گناه را فدای خواهش‌های نفسی خود می‌کنند.امام حسین ع) در وصیت نامه خود به محمد بن حنیفه فرمود:«من به هوای نفس و رسیدن به مقام و جاه خارج نشدم .جان‌ها فدای حسینی که با قیام خود دین خدا را یاری کرد و مردم را به اخلاق فاضله دعوت نمود. بنی امیه را به جهان اسلام شناساند.

استقامت و صبر

در لهوف آمده است  امام حسین ع) هنگام حرکت از مکه معظمه  در بین جمعیت ایستاد و فرمود:«سپاس از آن خداوند است آنچه را که بخواهد انجام خواهد شد و هیچ قوه و نیرویی جز به وسیله خدا نیست  و درود خدا بر رسول او.

 

مرگ بر همه انسان‌ها لازم شده  همچون گردن بند بر گردن دختر جوان و چه بسیار مرا به دیدن گذشتگان خود مشتاق نموده  مانند اشتیاق یعقوب به دیدار یوسف و برای من برگزیده شده زمینی که در آن کشته خواهم شدکه به آن خواهم رسید؛ گویا می‌بینم که گرگ‌های بیابان میان نواویس و کربلا، اعضای بدنم را پاره پاره کرده تا که شکم‌های گرسنه خود را سیر نموده و انبان‌های خالی خود را پرنمایند.

 

از روزی که با قلم قدرت نوشته شده  مفرّی نیست  خشنودی خدا خشنودی ما اهل بیت است  بر بلای او شکیباییم و اوست که بر صبرمان پاداش می‌دهد، هرگز قرابت از رسول خدا جدا نمی‌شود، او که به منزله پود جامه به آن حضرت پیوسته است بلکه همه در بهشت در حضور او خواهند بود، زیرا آنها نور چشم پیامبر و وسیله تحقق یافتن و عینیت پیدا کردن وعده‌های اویند. آگاه باشید هر که در راه ما آماده جانبازی است و از شهادت و ملاقات خداوند خشنود است پس باید که با ما کوچ کند، چون  اگر خدا بخواهد - صبح فردا من کوچ خواهم کرد.»

سخاوت

درسی که از نهضت عاشورا می‌توان گرفت درس جود و سخاوت است امام حسین ع) مرد با جود و کرم بود. آن حضرت در برخورد اول  آقایی و کرمش را نشان داد.

 

شیخ مفید می‌گوید:«در نزدیکی کربلا حرّ با هزار سوار در گرمای طاقت فرسای نیمه روز در برابرحسین ع) ایستاد. امام حسین با یارانش عمامه‌ها بر سر بسته شمشیرها را به گردن‌آویزان نموده بودند.

آن حضرت که (منبع جود کرم بود) آثار تشنگی در لشکر حرّ دید و به جوانان خود فرمود: این مردم را آب دهید و سیرابشان کنید و دهان اسبانشان را نیز تر کنید، پس چنان کردند و به ترتیب با کیفیت خاصّی همه را آب دادند.

 

علی بن طعان محاربی گوید: من آخرین فرد لشکر بودم که رسیدم  امام حسین ع) چون تشنگی من و اسب مرا دید، فرمود: آب بیاشام  من هر چه می‌خواستم بیاشامم  آب از دهانه مشک می‌ریخت  خود آن حضرت برخاست سر مشک را پیچاند. پس آشامیدم و اسبم را سیراب کردم امام ع) با این کار به جامعه بشریت درس جود و سخاوت را داد.

 

چشم روزگار چون حسین را ندید. مادر دهر عقیم است از مثل چنین بزرگواری که در عین گرفتاری با دشمنش اینگونه رفتاری نماید. او فرزند همان آقایی است که غذای مخصوص به خود را به قاتلش می‌دهد.امام حسین در مکتب علی ع) کلاس دیده  چقدر این عمل حسین ع) به روش امیرالمومنین ع) در جنگ صفین نزدیک است مورخان می‌نویسند:چون علی ع) در جنگ با معاویه شریعه آب را متصرف شد، بر دشمن ستیزه نکرد و حس‌ّ انتقام جویی به خود نگرفت و با آنان مقابله به مثل نکرد، بلکه به مضمون وسجّیتکم الکرم  دستور داد آب را به روی دشمن باز بگذارند.

 

آفرین بر این گونه رهبران الهی  امام حسین ع) در نهضت عاشورا روش پدر بزرگوارش را پیش می‌گیرد با این که سخت در محاصره دشمن است و می‌تواند بدین وسیله دشمن را آزار دهد، ولی علی گونه رفتار می‌کند، حتی دشمن تشنه را با دست مبارکش آب می‌دهد.آری خود فرموده است  من می‌خواهم به سیره جدم و پدرم رفتار کنم  چه درسی بالاتر از درس عملی  این جزئی از سخاوت‌های آن حضرت بود که ذکر شد. آن شاعر عرب چه زیبا سروده است لن یخب الان من رجاک و من حرّ من دون با یک الخلقه‌انت جواد و انت معتمد ابوک قد کان قاتل الکفره