يكتائى خداوند
از محضر امام صادق عليه السلام پرسيدند:
«دليل يكتائى خداوند چيست؟». فرمود:
(ما بالخلق من حاجة الى اكثر)؛
«جهان خلقت نيازى به بيشتر ندارد.»
علماى كلام به اين بيان امام ششم اعتماد نموده، دليلى بر يكتائى خداى متعال و نفى شريك حق تعالى آوردهاند، كه توضيح آن چنين است:
اگر در جهان هستى دو خداوند باشد، اگر يكى از آنها بدون همكارى ديگرى، بر آفرينش جهان هستى، توانا باشد، وجود ديگرى بيهوده خواهد بود، كه خداى حكيم از كار عبث منزه مىباشد. و اگر يكى از آنها بدون همكارى ديگرى قادر به آفرينش نباشد، عاجز خواهد بود، كه شخص عاجز به دردخدائى نمىخورد، پس به ناچار بايد خداوند يكى باشد و شرك محال است.
به تعبير ديگر: مفهوم «الوهيت» ايجاب مىكند كه از نظر قدرت، سلطنت و آفرينش جهان، يكى باشد، و گرنه عنوان الوهيت صادق نخواهد بود.
از امام صادق عليه السلام پرسيدند: دليل وجود آفريدگار چيست؟
فرمود: چه شغلى دارى؟ گفت: براى تجارت مسافرت دريائى مىكنم.
فرمود: آيا تاكنون اتفاق افتاده كه سوار كشتى شوى، كشتى بشكند، روى تخته چوبى بمانى، و دستخوش امواج دريا شوي؟
آيا در چنين حالى متوجه قدرتى شدهاى و از اعماق دل به او ستايش و نيايش نمودهاى؟!
گفت: آرى.
امام عليه السلام فرمود: همان قدرتى كه در آن لحظات انقطاع، به او متوجه و متوسل شده اى، خداوند متعادل است.
علماى كلام و فلاسفه ى اسلام، كتابهاى بسيارى در اثبات صانع نوشته اند، كه همين عبارت كوتاه امام عليه السلام ما را از كتابهاى قطورى كه در اين زمينه نوشته شده، و به استدلال و برهان پرداخته شده، بى نياز مى كند، كه اعتقاد به وجود آفريدگار با سرشت انسان آميخته است، و نياز به استدلال ندارد و به اصطلاح «فطرى» است.
در برخى از مكتبهاى فلسفى كه در عصر ما رواج دارد، آمده است: شناخت پروردگار بر تجربه و برهان نياز ندارد، بلكه احساس درونى و دريافت باطنى است، كه انسان آن را از اعماق دلش در مى يابد.
گاندى مىگويد: «خداوند متعال همان قدرت بيكرانى است كه به وهم نيايد و در مغز نگنجد، او همان قدرتى است كه ما قادر به شناخت او نيستيم، بلكه او را از درون خود درمىيابيم و مىدانيم كه قدرت ناپيدا كرانهاى بر ما سيطره دارد و از ناخن، نسبت به گوشت انگشت، به ما نزديكتر است. به راستى خداوند در درون هر يك از ما موجود و محسوس است».[1]