رابطه علم و خير

امام صادق عليه السلام مىفرمايند: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
«العلم رأس الخير كله، و الجهل رأس الشر كله»
«دانش سرسلسله ى همهى كارهاى خير، و نادانى سرسلسلهى همهى كارهاى زشت است.»
من در اينجا در آن صدد نيستم كه در مقام شرح اين حديث، سودهاى بيشمار دانش را بشمارم، و قدرت بى همتاى دانش را در پيشرفت همه جانبهى زندگى انسانها رقم بزنم، و استدلال كنم كه آنچه از پيشرفتهاى جهان در جدول افتخارات بشرى ثبت شده، همه وهمه در پرتو دانش بوده است، و بدون آن هيچكدام از اين افتخارات نصيب او نمىشد.
تازه همهى اينها قدمهاى نخستين است، از جائى كه به آن رسيده آغاز مىكند، از زمين به سوى ماه، از آن به سوى خورشيد، مريخ و ديگر كرههاى ثابت و سيار، كه در عقل نگنجد و ...
ما ترديدى نداريم كه بشر با اين عقل و دانش خدادادى در همهى كرات راه خواهد يافت، و از امكانات آنها استفاده خواهد كرد، آنچنانكه استعدادهاى كره زمين را كشف كرده، از همهى آنها بهرهمند شده است و همه آنها را در راه رفاه و آسايش خويش به كار بسته است.
به موجب حديث فوق، همهى آنچه به وسيلهى آن گياهان اصلاح مىشود، درختان پرثمر مىشود، دامها پرورش مىيابد، همهاش از نظر اسلام «خير» محسوب است. پيشرفت تكنولوژى، افزايش توليد، خوراك و پوشاك خير است، عرضهى آنها بر مصرف كنندگان خير است، شناخت و درمان بيماريها، و راههاى پيشگيرى از آنها خير است، ترابرى و تسهيلات حمل و نقل كالا از نقطهاى به نقطهى ديگر خير است، همهى اينها، و هر چيزى كه پاسخگوى نيازهاى جامعهى بشرى باشد و بارى از دوش انسانها بردارد و از رنج و مشقت آنها بكاهد، از نظر اسلام «خير» است.
از اينجا نتيجه مىگيريم كه آنان كه از اندوختههاى علمى بهرهمند شدهاند و ادوات و ابزارهاى علمى را در راه اعتلاى بشرى به كار مىبرند، تا از راه راست منحرف نشدهاند، و دانش را در راه نامشروع به كار نبردهاند، از ارزشهاى والاى معنوى برخوردارند.
پاشيده شدن اخلاق و انحطاط آن، از سرقت و ترور و رشوه و تبهكارى، بيشتر از فقر و فلاكت سرچشمه مىگيرد، درحالىكه با دانش مىتوان بر همهى موجبات فقر و فلاكت پيروز شد.
اين بلاهاى خانمانسوز كه امروز دامنگير جامعهى بشرى است، با احساسات، صدقات، پند و اندرز روحانيان، سياست زمامداران و هنر هنرمندان، از ريشه و بن كنده نمىشود، ولى با دانش و علم، و بالا رفتن سطح فرهنگ قابل درمان مىباشد.
از اينجاست كه رسول گرامى اسلام فرموده است:
«دانش سر سلسله همه كارهاى خير است.»
جاى شگفت است كه برخى از فلاسفه از پيشرفت علم دچار وحشت و اضطراب بشوند و بگويند: پيشرفت علوم قدرت شگرفى در دست بشر قرار داده، كه در اثر آن به همهى ارزشهاى معنوى پشت پا زده، ديگر ضامن اجرائى بر رعايت مظاهر تمدن و فرهنگ انسانى باقى نمانده است.
اين ترس و وحشت هنگامى شايسته بود كه دانش اسير دست يك عده استعمارگر ديو سيرت بود، ولى خوشبختانه چنين نيست، بلكه اين نعمت الهى در دست همهى انسانهاست، و هرلحظه سطح و فرهنگ عمومى بالا مىرود، و در نتيجه دست آوردهاى تمدن و فرهنگ در قلعه محكم و دژ نفوذناپذير جاى مىگيرد.
پديد آمدن دانش به خاطر انسان است، دانش پديد آمده كه مصائب و مشكلات انسان را برطرف كند، انسان پديده نيامده كه اسير دست دانش شود، پس هنگامى كه شخص منحرفى بخواهد اين گوهر تابناك را از راه صحيح خود منحرف كند و در راه انتقامجوئى و كينهتوزى از آن بهره بجويد، مجال زيادى نخواهد داشت و ميدان گستردهاى نخواهد يافت. بلكه دانش به طبيعت خود مسير خود را طى خواهد نمود.
دانشمند با تجربهاى گفته است: «من هرچه تلاش كردم كه دانش را براى غير خدا طلب كنم، او سرباز زد از اينكه جز براى خدا واقع شود.»[1]
پس هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دانش را سرآمد و سر سلسلهى همهى كارهاى خير مىشمارد، منظورش از دانش، دانشى است كه نيازهاى بشرى را برآورده كند، مشكلات او را حل كند، و مصداق حديث شريف باشد كه مىفرمايد:
(الله فى عون العبد، ما دام العبد فى عون اخيه)
«خدا يار و ياور انسان است تا هنگامى كه او يار و مددكار برادرش باشد.»
خداوند شأن و مقام كسانى را كه براى خلق خدا تلاش كنند و براى خدمت به انسانها كوشش كنند، بسيار والا قرار داده است، چنانكه امام كاظم عليه السلام مىفرمايد:
«براى خداوند عرشى هست كه در زير سايه آن جا نمىدهد جز كسى را كه كار نيكى براى يكى از برادرانش انجام دهد، يا اندوهى را از كسى بزدايد، و يا حاجت او را روا سازد، و يا بهجت و شادى به دل كسى وارد نمايد.»
امام زين العابدين عليه السلام در اين رابطه مىفرمايد:
(من قضى لاخيه حاجة فبحاجة الله بدأ)
«كسى كه حاجت برادرش را برآورده سازد به حاجت پروردگار آغاز كرده است.»
هيچ دين و آئينى از اديان آسمانى، و هيچ مكتب و سازمانى از مؤسسات خيريه جهانى سراغ ندارم كه همانند دين مقدس اسلام انسان را به خدمت جامعهى بشرى تشويق نموده باشد.
خدمت به انسان از نظر اسلام عبادتى بزرگ و راهى راست به سوى سعادت ابدى است، ديگر بعد از تعبير امام سجاد عليه السلام تعبيرى يافت نمىشود كه همسنگ (فبحاجة الله بدأ) باشد.
پس اگر خدمت به يك فرد، يك چنين مقام والائى باشد، خدمت به جامعه چقدر بلند و پرارج مىباشد.
[1] ( 1)- اين مضمون به تعبير لطيفترى از امير مؤمنان عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
« تعلموا العلم و لو لغير الله، فانه سيصير لله»؛ دانش را فرا گيريد اگرچه براى خدا نباشد كه سرانجام براى خدا انجام خواهد پذيرفت.( شرح نهج البلاغه ابن حديد، ج 20، ص 267).