سب و لعن

امام صادق عليه السلام فرمود:
(اذا تلاعن اثنان فتباعد منهما، فان ذلك مجلس تنفر منه الملائكة)
«هنگامى كه دو نفر با يكديگر به لعن و نفرين پرداختند، از آنها دورى كن، زيرا آنجا مجلسى است كه فرشتگان از آنجا مىگريزند.»
و فرمود:
(اذا خرجت اللعنة من فم صاحبها ترددت، فان وجدت مساغا، و الا رجعت على صاحبها)
«هنگامى كه لعنت از زبان كسى بيرون آمد در هوا مىگردد تا جاى
مناسبش را پيدا كند، اگر پيدا نكند به صاحبش برمىگردد.»
پيشواى ششم شيعيان به اصحاب خود نوشت:
(اياكم و السب، فان الله يقول: و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم[1].
«از سب و ناسزا گفتن بپرهيزيد، زيرا كه خداوند مىفرمايد: به كسانى كه جز خدا را مىپرستند ناسزا نگوئيد كه آنان نيز از روى جهالت و عداوت به خداى ناسزا بگويند.»
همين حديث شريف براى بيزارى شيعيان از سب و ناسزا كافى است، و آنچه نسبت سب و لعن به شيعيان داده شود، دروغ و تهمت است.
اما چرا اين تهمت به شيعيان زده مىشود؟ دليلش را امام رضا عليه السلام در حديثى بيان فرموده است:
«دشمنان ما رواياتى را در فضائل ما جعل كردهاند و آنها را بر سه نوع قرار دادهاند، يك نوع آن غلو در حق ماست، نوع ديگرش تفريط و تقصير در حق ماست، نوع سومش بيان رسوائيهاى دشمنان ماست.
سبب جعل اين سه نوع نيز اينست كه مردم مطالب غلوآميز را بشنوند و به غلو مبتلا شوند، آنگاه رسوائيهاى دشمنان ما را با نام و نشان بشنوند، تا آنها نيز ما را با نام و نشان، سخنان ناشايست بگويند، درحالىكه خداوند مىفرمايد: آنان را كه جز خدا را مىخوانند ناسزا نگوئيد، كه آنها نيز خدا را ناسزا بگويند.»[2]
آنها خواستند پيشوايان ما را سب و ناسزا بگويند، هيچ بهانهاى پيدا نكردند، از اين رهگذر به شيعيان تهمت سب و لعن زدند، تا خود را ذى حق قلمداد كنند.
ما هرگز تعجب نمىكنيم كه چرا اينهمه ورق پاره نوشته مىشود و در آنها به شيعيان تهمت زده مىشود، زيرا مىدانيم كه همهى اينها به دستور سياستمداران و گردانندگان سياستهاى بين المللى تنظيم و جعل مىشود و به دست ايادى آنها پخش مىشود. ما فقط از كسانى تعجب مىكنيم كه به آنها اعتماد مىكنند و آنها را ملاك قضاوت و داورى خود قرار مىدهند!.
دفتر 4
يكى از شيعيان به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر! مردم به ما تهمت هاى بزرگى مىزنند و نسبتهاى ناروائى مىدهند! سينههاى ما بسيار تنگ شده است!.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«خشنودى مردم هرگز به دست نمىآيد و زبانهايشان قابل كنترل نيست، شما چگونه مىتوانيد از زبان مردم در امان باشيد، درحالىكه پيامبران و اولياى خداوند از زبان مردم در امان نبودند، مگر نگفتند كه:
حضرت ايوب در مقابل گناهانش مبتلا شد!!
حضرت داود به همسر اوريا عاشق شد!! آنگاه بر شوهرش حيله كرد و او را به كشتن داد!! و سپس با زنش ازدواج كرد!!
آيا به پيامبر عظيم الشأنى چون موسى نسبت عنين بودن ندادند؟!!
مگر به همهى پيامبران نسبت دروغ ندادند؟!! و همه را دنياپرست نخواندند؟!!
مگر به مريم تهمت نزدند كه براى حضرت عيسى از يوسف نجار حامله گشت؟!
مگر به رسول اكرم صلى الله عليه و آله تهمت شعر و جنون نزدند و نگفتند كه به همسر زيد بن حارثه علاقه پيدا كرد و از او طلاق گرفت تا به همسرى خود درآورد؟!!
مگر در مورد ذات اقدس الهى سخنان ناروا نگفتند و نسبتهاى نامناسبى كه هرگز با شأن پروردگار نمىسازد، نزدند؟!!.»