عشق حقيقى و جاودان
اسلام مىخواهد آدمى درجات مختلف دوستى را در زندگى احراز نمايد و شايستگى خويش را براى به دست آوردن مراتب آن به اثبات برساند؛ ابتدا روح و جان مردم را سرشار از محبت الهى مىسازد و به آنها مىآموزد كه عشق به خداوند را بر محبت هر چيز ديگر ترجيح دهند، همان عشقى كه در دنياى حقيقى مهمترين فنر حيات است و خدايى كه نعمت زندگى و همه نيروها و مزايا را بدو عطا كرده است و با توجه به اين همه بخشش و لطف، كسى شايسته تر از مقام الوهيت براى ابراز محبت و خلوص نيست؛ اين حقيقت وقتى كاملا براى ما آشكار مىشود كه كليه درجات عشق و محبت را از محبت ناپايدار، تا محبت حقيقى و جاودان مورد توجه قرار دهيم.
خداوند متعال، براى افراد اجتماع، از محبت و علاقه عميق قلبى نسبت به يكديگر سهمى قرار داده است؛ خداوند انسانها را از يك جان آفريده، از اينرو بايد همديگر را دوست بدارند و مهر و عواطف و احساسات پاك را نثار هم كنند؛ چرا كه در آفرينش و داشتن مصالح مشترك برادرند و خداى سبحان حق اين برادرى را چنان به صورتى دلپذير گوشزد مىكند، كه باطن و وجدان را به جنبش و حركت وا مىدارد و براى سوق دادن بشر به چنين محبت پاك و باصفايى، شوقها و محركهايى را ارائه مىدهد و بدين وسيله است كه در نهاد آدمى يك حب ذات
هماهنگ و متوازنى به وجود مىآورد، و به چنان پايهاى مىرساند كه در سايه اين تعادل، از قيدوبند غرور و خودپرستى برهد و هرگز گرايش افراطى به ذات خويشتن پيدا نكند.
بزرگى و كبريايى مختص ذات خداوندى است كه در حريم مقدسش احتياج و نيازمندى راه ندارد، بلكه كليه موجودات ازهرجهت به او نيازمندند:
«يا أيها الناس أنتم الفقراء إلى الله و الله هو الغني الحميد؛[1]
اى مردم! شما محتاج خداونديد، تنها ذات بىهمتاى اوست كه غنى و بىنياز است.»
انحراف از برنامه هاى آسمانى است كه انسان را به غرور و نخوت گرفتار مىكند؛ قرآن كريم طى خطابى، فرد مغرور را به زبونى و حقارت خود متوجه مىسازد و روح پرنخوتش را از اوج تخيلات واهى به پايين مىكشد:
«و لا تمش في الأرض مرحا إنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولا؛[2]
هرگز با ناز و غرور بر زمين گام مگذار! زيرا تو نه مىتوانى كره زمين را بشكافى و نه، در سربلندى به كوه ميرسى.»
كسى كه به مبدأ اعلاى هستى نظر دوخته است، در موقع فراخى نعمت، حالت انبساط مغرورانه بر او چيرگى نمىيابد؛ زيرا اسلام به تواضع و ميانهروى دعوت مىكند و چنين استعلاى متكبرانهاى را دوست نمىدارد.
«و لا تصعر خدك للناس و لا تمش في الأرض مرحا إن الله لا يحب كل مختال فخور[3]؛
هرگز به تكبر و ناز از مردم رخ متاب و با تبختر بر روى زمين قدم بر مدار؛ زيرا خدامردم متكبر خودستا را دوست ندارد».[4]