حزم و احتياط در زمينه دوستى

رعايت ميزان و حدود رفاقت و نگه داشتن جانب حزم و احتياط، روش خردمندان عاقبتانديش است؛ افراط و تندروى در مراتب مودت و تجاوز از حريم اعتدال، ممكن است نتايج حسرتانگيزى به بار آورد و سبب ندامت و شرمسارى رنجآورى گردد؛ زيرا در همه شرايط و موقعيتها، پيوند يكرنگى و صميميت پا برجا نخواهد ماند؛ شايد حوادث و پيشامدها و يا يك تضاد و رقابت، سبب بروز اختلاف در روابط دوجانبه شود و آسمان روشن و پر از صفا و مودت را تيره و تار سازد.
چه بسيار دوستى هاى جذاب و پرحرارت كه بدين وسيله به دشمنى هاى حاد و خشونت بار و طغيان خشم و انتقامجويى انجاميده و يك دوست ديرين بر اثر آگاهى و اطلاع از اسرار و نقاط ضعف دوست خود، او را بىرحمانه كوبيده است؛ در صورتى كه قبلا براى هيچكدام، امكان وقوع چنين اختلاف دردناكى در روابط دوجانبه قابل پيش بينى نبود.
اما دوستىهاى عاقلانه و معتدل، معمولا علاوه بر بىخطرى، ثابت و پايدار خواهد ماند؛ با توجه به همين جنبه هاى حساب شده و دقيق است كه امام صادق- عليه السلام- افراط و زياده روى در مراتب دوستى و افشاى اسرار خصوصى را شديدا ممنوع كرده است:
«لا تطلع صديقك من سرك الاعلى ما لو اطلع عليه عدوك لم يضرك، فان الصديق ربما كان عدوا[1]؛
هرگز دوستت را از اسرار زندگى خودآگاه مكن؛ مگر اسرارى كه فرضا اگر دشمنت هم بداند، بلااشكال باشد و نتواند از آن به زيان تو اقدام كند؛ زيرا در نشيب و فراز زندگى ممكن است دوست كنونى، روزى راه عداوت و دشمنى در پيش گيرد».
يكى از دانشمندان غرب در اين خصوص چنين مىگويد:
«... از اين مرحله كه بگذريم، طرز معاشرت با دوستان پيش مىآيد؛ چه بسيار كسانى كه هميشه مضطرب و آشفته خاطرند، محرمانه ترين اسرار خود را با دوستان در ميان مىگذارند؛ همينكه رشته دوستى گسسته مىشود و كار به دشمنى مىكشد، دوستى كه تا ديروز با آنها چون يك مغز در دو پوست بودند، به قصد جانشان برمىخيزند و با حربهاى كه پيش از وقت به دستشان دادهاند دمار از روزگارشان برمىآورند.
به همين جهت است كه يكى از سرداران بزرگ، وقتى به جنگ مىرفت، به لوئى چهاردهم گفته بود: «مرا از شر دوستانم حفظ كنيد؛ از دشمنان باكى ندارم».
بعضى اشخاص از راه ديگرى به خطا مىروند: درباره دشمنان از هيچگونه سختگيرى فروگذار نمىكنند و بعدها وقتى كه غبار كدورت از ميان برمىخيزد و آتش دشمنى فرو مىنشيند، از افراط كارى خويش شرمسار مىشوند و به آتش ندامت مىسوزند»[2].
اندرز على- عليه السلام- را كه سرشار از حكمت است، در اين مورد نيز بايد به كار بست:
«احبب حبيبك هونا ما، عسى ان يكون بغيضك يوما ما و ابغض بغيضك هونا ما، فعسى ان يكون حبيبك يوما ما[3]؛
در دوستى و دشمنى تندروى نكنيد؛ زيرا شايد روزى وضع تغيير كند و دوست دشمن شود و يا دشمن، مورد علاقه تو واقع گردد و باب دوستى با او گشوده شود».