تظاهر و رياكارى

شايد در محيط اجتماع با مردمى روبهرو شدهايد كه با همه كس مىجوشند و گرم مىگيرند؛ تنها تلاششان اين است كه از اين راه، نظر سايرين را به خود جلب كنند و به اصطلاح، ارزش خويش را بالا ببرند، با آنكه اعماق قلبشان از مهر و عاطفه خالى است، زير پوشش مهر و محبت، چهره واقعى خود را پنهان مىسازند؛ به تملق و چاپلوسى و حسن خلق تصنعى متوسل مىشوند و به منظور ارضاى جامعه و برحسب مقتضيات، تظاهر به ارزشهاى واقعى را وسيله اى مىدانند و با آن تجارت مىكنند و اين تمايل مرموز، تمام رفتار و كردار و انديشه هايشان را در برمىگيرد، ولى فراموش مىكنند كه شخصيت و فضايل نفسانى، هزار بار بر عقيده ديگران نسبت به شخص برترى دارد و به هيچ وجه با يكديگر قابل مقايسه نيست.
وقتى انسان مىبيند كه كليه تلاشهاى اين گروه، به جاى توجه به نداى وجدان، صرف ارضاى هواى نفس مىگردد، به خوبى پى مىبرد كه آنها تا چه اندازه گرفتار غريزه خودنمايى هستند.
آرا و نظرهاى ديگران بدين پايه از اهميت نمىرسد كه در نيك بختى كسى تأثيرى داشته باشد؛ بايد همواره براى احساسات و نظرهاى مردم ارزشى در حد خود قائل شد و فهميد كه مايه خوشبختى در نهاد آدمى متمكن است، نه در نظرهاى ديگران وگرنه بشر با عادت به چنين انديشه اى برده و اسير نظر سايرين مىشود و استقلال و حريت نفس را از دست مىدهد.
و آنگهى، در بيشتر موارد، قضاوت مردم نسبت به يكديگر متكى بر اصل منافع شخصى و غالبا غرض آلود و نادرست است و براساس شرايط و مقتضيات تغيير مىكند؛ هرگاه اين نكته را به ياد آوريم، به ميزان ارزش داورى هاى افراد، در اين خصوص به خوبى پى خواهيم برد.
بنابراين، اگر انسان در زندگى راه صحيحى انتخاب كند كه خوشايند ديگران نيست و او را به خاطر اتخاذ آن خطمشى اصولى مورد انتقاد قرار مىدهند، نبايد از گفتار بيهوده مردم دچار رنجى گران شود.
امير مؤمنان على- عليه السلام- فرمود:
«لا يسوئنك ما يقول الناس فيك، فانه ان كان كما يقولون كان ذنبا عجلت
عقوبته و ان كان على خلاف ما قالوا كانت حسنة لم تعملها[1]؛
مبادا از سخنانى كه ديگران دربارهات مىگويند، رنجيدهخاطر شوى؛ زيرا اگر انتقاد آنها به جاست (و تو شخصى بدكردارى)، به زودى به كيفر بدكردارى خود خواهى رسيد و اگر آنها سخن خلاف واقع مىگويند، اين اجر و ثوابى است كه بىزحمت و رنج به تو رسيده است».[2]