در آياتى از قرآن كريم، برترى قدرت، پيروزى را به مردم مسلمان نويد مى‏دهد؛ اما هرگز اين ويژگى به آسانى به دست نخواهند آمد؛ تنها در صورتى نويدهاى الهى به تحقق مى ‏پيوندد كه مردم با شناخت وظايف خود در مقام عمل‏ برآيند؛ وقتى عقيده پاك و خالص، با كردار آميخته شد، ثمربخش مى‏گردد؛ بنابراين كسانى كه بين عقيده و عمل فاصله و جدايى مى‏افكنند، هرگز آرزوى موفقيتشان به نتيجه نخواهد پيوست؛ اقدام و كوشش است كه باعث نجات از ژرفاى زيان و سرشكستگى است.

 

«يا أيها الذين آمنوا إن تنصروا الله ينصركم و يثبت أقدامكم‏؛[1]

اى اهل ايمان! اگر خدا را يارى كنيد، خدا هم شما را يارى مى‏كند و گام‏هايتان را محكم و استوار مى‏گرداند.»

 

در جنگ «احد» كه مسلمين به علت سرپيچى از فرمان پيامبر، و رها ساختن سنگر به منظور دست‏يابى به غنايم جنگى، دچار فاجعه بزرگى شدند، روحيه آن‏ها بر اثر اين شكست غير منتظره دچار ضعف و حقارت شد؛ زيرا چنين مى‏پنداشتند كه تنها مسلمان بودن براى غلبه بر تمام عوامل نامساعد كافى است و از شكست و ناكامى براى هميشه ايمن و آسوده ‏اند؛ فكر مى‏كردند چرا بايد دچار شكست شوند و از جانب دشمنان خدا آزار ببينند و اموالشان به غارت برود؛ رسوخ اين افكار شكننده بى‏شك روحيه آن‏ها را متزلزل مى‏ساخت؛ خداوند براى ارشاد و چاره ‏جويى و طرد اين پندار بى‏جا راه حل مشكل آن‏ها را بيان فرمود:

 

«لتبلون في أموالكم و أنفسكم و لتسمعن من الذين أوتوا الكتاب من قبلكم و من الذين أشركوا أذى كثيرا و إن تصبروا و تتقوا فإن ذلك من عزم الأمور؛[2]

 

محققا شما به مال و جان آزمايش خواهيد شد و از زخم ‏زبان كسانى كه پيش از شما كتاب آسمانى بر آن‏ها نازل شد، آزار بسيار خواهيد ديد؛ اگر شكيبايى پيشه كنيد و پرهيزكار شويد (البته پيروز مى‏شويد) كه ثبات و تقوا سبب قوت اراده در كارهاست.»

 

در اين آيه، دشوارى‏ها و صدمات مالى و جانى را يكى از شؤون الهى مى‏شمارد؛ افراد مؤمن در عرصه اين زندگى، مانند ساير مردم دستخوش بسيارى از حوادث ناگوار مى‏شوند؛ از اين راه خداوند همه بندگانش را مى‏آزمايد، ولى مؤمنان آن‏چنان در برابر دشوارى‏ها بردبارى نشان مى‏دهند كه تزلزل و ترسشان مبدل به استقامت و ايمنى مى‏گردد. ايمان، موجب درهم شكستن وحشت و نوميدى است و شخص را به فداكارى و تحمل مشكلات عادت مى‏دهد و قلب و روان و احساساتش را تصفيه مى‏كند.

 

 

شكيبايى، به‏معناى منتظر قضا و قدر بودن در رفع مشكلات و خم شدن زيربار شدايد نيست؛ در اين مورد بايد دقت كافى مبذول داشت تا قضاى الهى در مورد تكامل و بزرگى يا سقوط و بدبختى را به درستى دريافت؛ قانون پروردگار در مورد پيروزى چنين است كه بايد از راه تلاش و استقامت آن را به دست آورد.

به خاطر آميختگى و پيوستگى ايمان و تعهد و شكيبايى است كه خداوند نويد پيروزى به مؤمنان مى‏دهد:

«يا أيها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلكم تفلحون‏؛[3]

اى اهل ايمان! شكيبا باشيد و يكديگر را به مقاومت و بردبارى فراخوانيد و مراقب كار دشمن بوده، از خدا بترسيد؛ باشد كه رستگار شويد.»

 

در اين آيه خاطرنشان شده است كه مردم در برابر بيدادگرى‏ها، زورگويى‏ها و انحراف و گمراهى ديگران، بايد استوار بوده و براى رفع مشكلات جامعه خود به صورت دسته ‏جمعى تلاش كنند؛ دشمنان خطرناك را با هوشيارى زير نظر بگيرند و با بردبارى و متانت، از رخنه بيگانگان جلوگيرى نمايند؛ جبهه گرفتن با قدرت در برابر تجاوزكاران، مقابله با دشمن و دور كردن هر نوع ذلت و خوارى از خود، وظيفه مردان خداست؛ همچنين آن‏ها در برابر خداوند موظفند كه در كارها، تقوا و پرهيزكارى را شعار خويش قرار دهند، تا كارها به نتيجه مطلوب برسد؛ چه، در سايه تقواست كه انسان وظايف خود را در هيچ شرايطى از ياد نمى‏برد و دستورات الهى را به شايسته‏ترين وجهى به مرحله اجرا مى‏گذارد.

 

آدمى بر اثر فشارهاى خارجى، گاهى به راست و گاهى به چپ متمايل مى‏گردد، ولى تقوا و خلوص نيت، هماهنگى متعادل و مطلوبى در جان او به وجود مى ‏آورد.

 

يكى از شخصيت‏هاى علمى اروپا مى‏گويد:

«تألمات خاطر و حوادث ناگوار، به منزله دبستان تقوا و فضايل اخلاقى است؛

مصايب، روح را عاقل و هوشيار، و حس قضاوت و داورى را تصحيح مى‏كند؛ شخص را از هواپرستى و آلودگى به گناه باز مى‏دارد؛ خداوند، كه نظام هستى را به رحمت و حكمت كامله خود اداره مى‏نمايد، اين همه سختى‏ها و دشوارى‏ها را بدين جهان فرستاد و مردان صالح و دانشمند را مخصوصا گرفتار آن‏ها ساخت، تا بدان وسيله راه رسيدن به آسايش و راحتى حقيقى را به ايشان بياموزد و آنان را به شكيبايى و بردبارى و تحمل دشوارى‏ها عادت دهد و بتوانند در آستان دروازه جلالت و افتخار حاضر آيند.

 

هيچ‏كس بدبخت‏تر از آن كس نيست كه هرگز گرفتار مشكلات و سختى‏ها نشده باشد؛ چنين شخصى كه در بوته آزمايش قرار نگرفته چهره واقعى‏اش ناشناخته است؛ فضايلى كه جزو سرشت و طبيعت كسى باشد، در نظر خداوند قدر و قيمتى ندارد و حضرت بارى، تنها مكارم و فضايلى را اجر و پاداش مى‏دهد كه از راه تلاش و كوشش به دست آيد و به مورد عمل و اجرا گذاشته شود»

 

 



[1] ( 1). محمد( 47) آيه 7.

[2] ( 2). آل عمران( 3) آيه 186.

[3] ( 1). آل عمران( 3) آيه 200.