حسن ظن

ضد سوءظن و بدگمانى، حسن ظن و گمان نيك است كه ناشى از قوت و ثبات نفس است و اخبار و احاديث بسيارى در شرافت و فضيلت حسن ظن، به خصوص حسن ظن نسبت به حق تعالى و ارحم الراحمين بودن او، وارد شده است، تا انسان بداند كه مشكلات و گرفتارىهايى كه براى او پيش مى آيد- چه در دنيا و چه در آخرت- يا به صلاح و مصلحت او بوده و يا خودش براى خود فراهم نموده كه خود كرده را تدبير نيست.
پس اينكه گاهى بعضى افراد مىگويند: خدايا من چه كرده بودم كه چنين مشكلى برايم پيش آمد، يا به شوخى مىگويند: اى خداى پولدارها و ...؛ اين حرفها به خاطر نداشتن حسن ظن به خالق متعال است. امام رضا عليه السلام مىفرمايد:
احسن الظن بالله فان الله عز و جل يقول انا عند ظن عبدى لى ان خيرا فخير و ان شرا فشر[1]؛ به خدا خوش گمان باش؛ زيرا مىفرمايد: من برحسب ظن بندهى خود هستم، اگر گمان او خوب است رفتار من خوب است و اگر بد باشد، رفتار من هم بد خواهد بود.
|
و عين الرضا عن كل عيب كليلة |
و لكن عين السخط تبدى المساويا |
|
|
از خير محض جز نكويى نيايد |
خوش باش كه عاقبت نكو خواهد شد |
|
امير المؤمنان عليه السلام نيز مىفرمايد:
(إذا استولى الصلاح على الزمان و أهله ثم أساء رجل الظن برجل لم تظهر منه حوبة فقد ظلم و إذا استولى الفساد على الزمان و أهله فأحسن رجل الظن برجل فقد غرر)؛[2] آنگاه كه جامعه و روزگار و مردمش شايسته و نيكوكارند، سوءظن و گمان بد دربارهى كسى كه از او انحرافى ديده نشده است ظلم است و آنگاه كه فساد و تباهى بر روزگار و مردم غلبه پيدا كرده است (بيشتر مردم فاسد باشند) كسى كه حسن ظن داشته باشد گول خورده است.
از فرمايش حضرت استفاده مىشود كه حسن ظن و سوءظن به اجتماع و محيط و غالب مردم بستگى دارد و انسان بايد با دقت و چشم بصيرت، يكى از آن دو را انتخاب كند.