پرهیز از سوال و سخنان بیهوده
يكى از علماء آخرت گويد: حد سخن بيهوده آنست كه سخنى بگوئى كه اگر نمىگفتى نه گناهى كرده بودى و نه زيان مالى و يا جانى متوجه تو مى شد مثل آنكه در مجلسى نشسته و سرگذشت سفرهايت را براى مردم بازگو كنى كه چه كوهها در راه ديدى و چه جويهاى آب روان مشاهده كردى و پيش آمده ائى كه برايت در سفرها شده از غذاهاى لذيذ كه خوردهاى و جامه هاى نفيس كه پوشيده اى و مردان سالخورده و پيران دراز عمر كه ملاقات كرده اى و اين قبيل سخنان از همان امورى است.
كه اگر ساكت بمانى و سخنى نگوئى گناهى نكرده اى و زيانى نيز متوجه تو نخواهد شد و اين در موردى است كه نهايت مراقبت و كوشش را بكنى كه سخنان تو اولا بدون كم و زياد باشد و ثانيا چيزهاى ديگرى از قبيل خودستائى و فخرفروشى و يا غيبت كسى و يا بدگوئى از چيزى كه خداى تعالى آن را آفريده به سخنان تو داخل نشود آنوقت است كه با چنين سخنان بى فائده عمرت را ضايع كردهاى و رفيقت را نيز وادار نموده اى كه با پاسخگوئى به سخنان بيهوده تو او نيز وقت خودش را تلف كند و بسا مىشود كه به همين سخنان بيهوده آفات و اثرات بدى مرتب مىشود مثلا از دوستت كه روزه دار است مى پرسى كه روزهاى يا نه؟
اين سؤال بيجا باعث مىشود كه آن بيچاره در محذور واقع شود اگر بگويد آرى عبادت خود را ظاهر ساخته و در اظهار اين عبادت يا ريا داخل ميشود و عبادت را باطل ميكند و يا دستكم از فضيلت عبادت سرى و پنهانى محروم مىشود كه از عبادت آشكار بدرجاتى فضيلتش بيشتر است و اگر بگويد: نه، روزه نيستم دروغ گفته است اگر ساكت گردد و اصلا جوابى نگويد كه نه حقيقت را گفته باشد و نه دروغ گفته باشد مسلما بزحمت و ناراحتى خواهد افتاد
پس تو با يك پرسش بيجا او را در معرض ريا و يا دروغ و يا توهين بتو و يا تحمل زحمت در پاسخگوئى قرار دادى و همچنين پرسش از بقيه عباداتش و يا مثلا از گناهانش مىپرسى كه تو فلان گناه را مرتكب شدهاى يا نه؟ و يا ميپرسى كه فلانى بتو چه گفت؟ و راجع بچه بود؟ و يا كسى را در راه ملاقات مى كنى مىپرسى از كجا ميآئى؟ شايد او نميخواهد بگويد و مانعى از گفتن دارد اگر بگويد ناراحت خواهد شد و اگر حقيقت را نگويد دروغ خواهد گفت و همه اينها را تو باعث شدهاى و يا مسئله اى ميپرسى كه نيازى بسئوال ندارى و شايد طرف سؤال تو نميداند و نميخواهد بگويد كه من نميدانم آنگاه مجبور مىشود كه چشم بسته جوابى بتو بدهد اينگونه حرفها هيچكدام حرف بيهوده نيست زيرا غرض، از بيهوده آنست كه نه سود داشته باشد و نه زيان و اين سخنان همه زيانآور است[1]